X
تبلیغات
نوشته های علمی ، سیاسی ، تاریخی و اشعار

نوشته های علمی ، سیاسی ، تاریخی و اشعار

درباره افغانستا ن وجهان

سید احمد شاه دولتی فاریابی

۱۳ / ۴ / ۲۰۰۷ میلادی

                شکلگیری اتحادیۀ اروپا وپیامد های آن

                                                     ( قسمت دوم )

                        --------------------------------------

انگیزۀ تحکیم روابط اروپا با ایالات متحدۀ امریکا : کشورهای اروپائی ( آلما ن ، فرانسه ، بریتانیا ، پرتگال ، اسپانیا ) که پیشینۀ تاریخی استعمارگری داشتند بعضی ازمرد م  بخصوص پیشگامان جامعۀ اروپا دارای خوی وخصلت سلطه جوئی استعماری داشته وهمیشه بصورت مخفی وعلنی رقابت با یکدیگر را دردل می پرورانید ند ودرعین حال با درپیش گرفتن راه سرمایه سالاری ، خودرا با ایالات متحدۀ امریکا همگام می پندا شتند ودرعین حال ازنفوذ روزافزون اندیشۀ مارکسیزم لیننیزم بعد ازختم جنگ اول جهانی درهراس بودند ودرعرصۀ جهانی خود را درانزوا احساس مینمودند درفکراین بودند که درصورت هجوم عملی ازسوی کدام کشورمهاجم ازمنافع ملی خود با چه شیوه وشگردی دفاع خواهند نمود ؟ درداخل کشورهای شان نیز با گذشت هرماه وسالی هوا دارن مارکسیزم وسیستم کمونیستی افزایش می یافت وحتی درایالات متحدۀ امریکا حزب کمونیست پیرو اندیشۀ مارکس وانگلس رسما ً بوجود آمده عملا ًبه فعالیت های چشمگیربر ضد استثمارکارگران وزحمت کشان تبلیغات ونشرات را آغازنموده بودند واین وضعیت دربسیاری ازکشورهای اروپائی برای هوا داران کپیتالیزم نگران کننده وهراس ناک بود ، پس ازختم جنگ جهانی دوم که زمینه برای اتحا د کشورهای اروپا ئی با ایالات متحدۀ امریکا فراهم گردیده بود کشورهای اروپای غربی ازیکطرف درفکرتاسیس اتحادیۀ اروپا وجبران خسارات مالی وعمرانی ناشی ازجنگ بودند وازجانب دیگرنسبت کمک های مالی فراوانی که امریکا بعنوان جنرال پلان برای باز سازی وعمران کشورهای اروپای غربی ارایه نموده دست دوستی وهمکاری دایمی به آنها دراز کرده بود زیر تاثیراین احسا ن بی شا یبه قرارگرفته خودرا درگروا حسان دولت وملت امریکای شمالی (ایالات متحدۀ امریکا) می پنداشتند ، همین پندار مقامات وملت کشورهای اروپای غربی رشته های مناسبات گوناگون با ایالات متحدۀ امریکا را تحکیم بخشید ، ازمجموع کشورهای اروپائی  بریتانیا که با امریکا وشوروی درجبهۀ ضد هتلرمتحد شده بود پس ازپیروزی برهتلر، بریتانیا نقش خودرا بالاتر ازسایر کشورهای ارپای غربی میدانست وخود را شریک ستراتیژیک امریکا درعرصۀ بین المللی قلمداد مینمود که هنوزاین پنداروجود دارد ، کشورهای اروپای غربی پس ازسال 1945 میلادی ازتمام تصمیم گیریها ی امریکا درامورعمران وانکشاف درعرصه های علمی ، اقتصادی وحتی نظامی ونظایر آن حمایت کرده اند .  وقتی پنجروزپیش از1980 میلادی اتحاد شوروی به افغانستان مدا خلۀ نظامی نمود ایالات متحدۀ امریکا پلان به دام کشیدن اتحاد شوروی را درسرزمین افغانستا ن روی دست گرفت که مورد حمایت بیچون وچرای کشورهای اروپای غربی نیزقرار گرفت وبریتا نیا خودرا شریک ستراتیژیک امریکا جازد ه به تهیه وتدارک جنگ افزارهای متنوع ثقیل وخفیف به مخالفین شوروی با امریکا ومتحدین آن همکاری نمود که لشکرجنگی درمقابل قشون اتحاد شوروی دران زمان مردمان قهرمان افغانستان بودند که تحت فرمان مشترک استخبارات امریکا وپاکستان با استفاده ازسلاح های مرگبارامریکا وغرب میجنگیدند واین نیروی جنگی علیه شوروی ها برهبری پیشوایان سیاسی مذهبی درافغانستان همین مجاهدین بودند که طبق پلان سوق واداره کننده گان درتنظیم های مختلف درافغانستان وپاکستان ثبت نام کرده بنام مجاهدین اسلام مشهور شده بودند وازجملۀ بهترین دوستان غربی ها محسوب میگردیدند  که امروز توسط مفتخواران سیاسی ودیسانتورها که پس ازجمع شدن گلیم رژیم استبدادی فاشیستی کس مخواه طالبان به اریکۀ قدرت تکیه داده شدند تلاش دارندهرتوطئه ودسیسۀ که بتوانند دست وپا نمایند وعلیه آنها براه بیاندازند ، نشرات تبلیغاتی این شبکۀ خطرناک پول اندوزضدملی درداخل وخارج کشورنمونۀ بارزاین گریزپا های مفتخواراست . خروج نیروهای نظامی شوروی ازافغانستان درنتیجۀ فشارهای سیاسی ونظامی امریکا وجامعۀ جهانی طبق موافقت نامۀ ژنیف درسال 1988 صورت گرفت ، گفته میشود گورباچف درطرح های پشت پرده برای بزانو درآوردن شوروی ومتلاشی کردن سیستم کمونیزم نقش برازنده بازی نموده است ( گورباچف ازآغازبه قدرت رسیدن با اعلام شفافیت وبازسازی درصد د برهم زدن انضباط محکم حزبی وسیاسی کمربسته تد ویرجلسات حزبی ومباحثات سیاسی را در حوزه های معین دراوقات تعین شده یک عمل وقت ضایع کن وعمل بی ثمروانمود کرده بود)  . ایالات متحدۀ امریکا که موفق گشته بود ماسترپلان خودرا برای وارد آوردن ضربۀ کاری به بدنۀ سیستم کمونیزم شوروی با جذب گورباچف درپلان بهم ریختن کمونیزم وارد نماید پس ازتوقف کوتاه بمنظورتقرب به مرزهای تحدید شدۀ شوروی که بعدازسال1992مجد دً بنام روسیه مسمی گردید وایجاد حصارهای مقاوم ترازپولاد طبق یک پلان تعرضی حساب شده درسال1999به یوگو سلاویا   با ، به خدمت گرفتن قوای نظامی ناتو حمله نمود که علاوه برکشتارهزاران نفرغیرنظامی طبق تخمین های منابع اطلاع رسانی معادل 500میلیارد دالرازلحا ظ تخریب عمرانات وتاسیسات عام المنفعه به یوگوسلاویا ضرر رسانید ، این حمله که بیدون مجوزشورای امنیت ملل متحد صورت گرفته بود ازطرف بسیاری ازکشورهای اروپا با نارضا ئیتی ها همرا ه بود ه است ، ایالات متحده امریکا درسال 1991زیرنام عملیات طوفان صحرا به بهانۀ آزاد سازی کویت به عراق حمله کرده بسیاری ازتاسیسات نظامی واقتصادی عراق را نابود کرد و ازکار انداخت که اروپای صلح دوست ازاین عمل امریکا نیزناخورسند بودند با آنکه درظاهر امر، ازان حمایت نمودند ، اروپای غربی که درزمان درقدرت بودن شوروی ایالات متحدۀ امریکا را (برادربزرگ ) خود میدانست هرگونه برخورد آن درمقابل اتحاد شوروی مورد تردید قرار میگرفت اما پس ازکوبیده شدن آخرین میخ ها به تابوت کمونیزم شوروی توسط گورباچف وهمفکران او بعضی ازشخصیت های سیاسی ودانشمندان اروپا درآرزوی مستقلانه زیستن ، متکی بخود بودن ، بیدون دنباله روی زنده گی کردن را درمخیله داشتند که حتی این امیال درگفتارشان خودرا نشان میداد وانقیاد اجباری ازامریکارا میخواستند یواش یواش کنار بگذارند وبعد ازین هیچ کسی وهیچ کشوری را برادربزرگ نگویند ومیخواستند با همه کشورها با برادری وبرابری رفتارنمایند زما نی که مجوزبرچید ن رژیم خود کامۀ مستبد وجنایتکارطالبان ازطرف شورای امنیت ملل متحد درماه اکتوبرسال2001میلادی صادرگردید اتحادیۀ اروپا درپهلوی امریکا به حساب برادری وبرابری قرارگرفت ودرتامین امنیت وبازسازی درافغانستان با معاونت های مالی ونظامی نقش فعال ایفا نمودکه هنوزهمکاری درتامین امنیت وباز سازی دران ادا مه دارد  .       با نابود شدن بسیارآسان رژیم طالبان (از7 اکتوبرتا 13 دسامبر2001میلادی) مورال سربازان امریکا بالارفت واشتیا ق کشورکشا ئی کانسرواتیف های سیاسی امریکا افزایش یافت وبرای اشغال عراق بهانه تراشی ها آغازشد وسرانجام در19مارچ 2003با قوۀ قهریۀ نظامی بیدون اخذ مجوزازشورای امنیت ملل متحد به عنوان خلع سلاح صدام حسین ونابود نمودن سلاحهای کشتارجمعی شیمیائی وبیولوژیکی خواست به عراق حمله نماید که رهبران برخی ازکشورها ازجمله فرانسه وآلمان فدرال به مخالفت برخاستند آنها برخورد مسالمت آمیزبا دولت عراق را تکرار مینمودند که امریکا وبریتا نیا باجلب همکاری بعضی ازرهبران کشورهای اروپائی بصورت غیر علنی ، بتاریخ نوزدهم ماه مارچ سال 2003 میلادی عراق را زیرضربات فرشینگ وراکت های رهبری شدۀ دیگر قرارد ا د ند که برسر همین موضوع امریکا وبرتانیا این بار نیز بیدون اخذ مجوز ازشورای امنیت خودسرانه وغیر قانونی به عراق حمله نموده بودند فرانسه ، روسیه وچین بحیث اعضای دایمی شورای امنیت وآلمان بحیث کشوربزرگ وپرنفوس قدرتمند اروپا با تعد ا دی ازکشورهای دیگراروپائی با آن مخالفت کردند که واکنش طرفداران اشغال عراق توسط امریکا با همکاری نظامی بریتا نیا درمقابل فرانسه وآلمان به اشکال ذ یل خودرا نشان       د ا د : دریک اجلاس وزرای دفاع 26 کشورعضوسازمان نظامی ناتو دربروسل پایتخت بلجیم بعدازاشغال عراق درسال 2003 میلادی رامسفیلد وزیردفاع امریکا با وزیر دفاع فرانسه دست نداد واحوال پرسی نکرد ودروقفۀ جلسه نیز خود را ازوی کنارکشید .      استیفن وزیرتوریزم ایتالیا سیا حین آ لمانی را مغرور و فاشیست خطاب نمود که مقامات کشورهای دوست آلما ن به آن واکنش نشان دادند (برلوس کونی)صدراعظم ایتالیا مجبورگردید وزیرتوریزم خودرا ازوظیفه منفصل بسازد   قبلاً برلوس کونی نیزیک دیپلومات آلمانی را درجلسۀ نماینده گان اتحادیۀ اروپا به محافظ مرده ها درزمان هتلرتشبیه نموده بود که دیپلومات آلمانی نیزدرواکنش جدی به آن جواب زشت داده بود ، بعداًً با آن که صدراعظم ایتالیا ازوی وآلمانی ها معذرت خواهی نمود ، گیرهارد شورایدرصدراعظم آلمان که درایتالیا رخصتی تابستانی خودرا سپری میکرد به رسم اعتراض مرخصی اش را ناتمام گذاشته به آلمان برگشت وبه برلوس کونی صدراعظم ایتالیا رسما ً اعتراض نمود ، صدراعظم ایتالیا که ریا ست دوره یی ا تحادیۀ اروپارا ازآلمان تسلیم گرفته بود جزعذرخواهی راه دیگرنداشت ( برای اینکه دموکراسی درعمل به دیگران نشان داده شود ریاست اتحادیۀ اروپا بین کشورهای عضو دورانی است که درهرشش ماه یکی ازکشورهای شامل درعضویت اتحادیۀ اروپا ریاست آنرا به عهده میگیرند ) درکشورهائی که جنگ ومناقشات قومی ونژادی درمورد رسیدن به ریاست جمهوری متبارزباشد با الگوقرار دادن والهام ازروند کار ریاست دراتحادیۀ اروپا میتوان ریاست جمهوری را بصورت دوره یی بین اقوام درقانون اساسی آن گنجانیده به اینگو نه مناقشات پایان د ا د .                                                                     مقامات اتحادیۀ اروپا که پس ازتغیرمسیرایدالوژیک وستراتیژیک اتحا د شوروی درفکر خود اتکائی بودند نمی خواستند مثل گذشته وابسته به ایالات متحدۀ امریکا باقی بمانند وبه او نقش برادر بزرگ را قایل شوند پس از تیره گی روابط بعضی ازکشورها ی مخالف جنگ واشغال عراق ، دراخیر ماه اپریل سال 2003 رهبران کشورهای( آلمان ، فرانسه ، بلجیم ، لوکزانبورگ ) باهم جلسه نموده پس ازشور وبحث تصمیم اتخاذ نمودند که یک تشکیلات نظامی دفاع ازاروپا بوجود آورند که طبق پلان پیشبینی شده درقدم اول ، به تشکیل قطعات نظامی سریع العمل( واکنش سریع) تا کید گردید وگفته شد که بعدا ً برای توسعۀ این تشکیلات دفاعی اروپا باشرکت سایراعضای اتحادیه گام های بعدی برداشته میشود ، شرکت دراین پیمان نظامی دفا عی اروپا بین کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا داوطلبانه وخوش برضا قلمد ا د شده است ـ اتحادیۀ اروپا فعلا ً تشکیلات خاص اداری واجرائی وشورای قانون گذاری(پارلمان اتحادیۀ اروپا ) را دارد که برای هم آهنگ نمودن سیاست خارجی اتحادیۀ اروپا نقش ایفا مینماید ، تصمیم گیرنده گان درمورد تشکیل اردوی دفاعی برای اروپا گفته اند موضوع تا سیس اردوی دفاعی وتشکیلات آن درقانون اساسی کنفداراسیون اروپا نیزشامل ساخته خواهد شد واین اردوی نظامی تحت فرمان     فرما نروایان مرکزی کنفداراسیون اروپا فعالیت خواهد نمود ـ ژاک شیراک رئیس جمهورفرانسه درپایان اجلاس درمقرنا تو دربلجیم دراواخرسال 2003گفت : درمورد ایجاد وسازماندهی تشکیلات نظامی دفاعی اروپا ازشکل وفورم ساختار تشکیلاتی سازمان ناتو استفاده نخواهد گردید ، گیر هارد شورایدرصدراعظم آلمان اظهار داشت : رویکارآوردن تشکیلات  نظامی دفاعی اروپا درحقیقت با عث تحکیم سازمان نظامی ناتو خواهد شد نه باعث تضعیف آن ،  این چهار کشورمبتکروطراح تشکیل اردوی دفا عی مستقل اروپا (فرانسه ، آلمان ، بلجیم وکشورکوچک پیشرفتۀ لوکزامبورگ) گفتند : نخست ازهمه ، بخش هائی ازمنابع نظامی خودرا باید بهم مدغم نمائیم وازان یک گارنیزیون مشترک وفرماندهی واحد بوجود آوریم وتافصل تموزسال 2004میلادی دربروسل آمادۀ انجام وظیفه باشند ـ به تعقیب آن درهمان سال وزرای دفاع کشورهای اتحادیۀ اروپا طی اجلاسی دربروسل مصوبه یی را صادرنمودند که دران آمده است : تشکیلات نظامی سریع العمل بایست هرچه زودتربصورت اضطراری رویکارگردید ه برای اجرای فعالیت های نظامی درزمان ومکان لازم آ ماده باشند ، طبق پیشبینی ها تعد ا د تشکیلات نظامی دفاع اروپا عجالتا ًشصت هزارسربازدرنظر گرفته شده است ، دراین اجلاس که علاوه بروزرای دفاع 15 کشورعضواتحادیۀ اروپا ی غربی وزیران دفاع 10کشوراروپای شرقی نیز به قسم ناظرشرکت داشتند که طبق پلان توسعۀ اروپا درماه می سال 2004 میلادی رسماً به عضویت اتحادیۀ اروپا پذرفته شدند رهبران فرانسه وآلمان تاکید نمودند که تشکیلات نظامی دفاعی اروپا بصورت مستقل عمل مینما ید وزیر فرمان امریکا قرار نمیگیرد ، تونی بلیرصدراعظم بریتانیا رفیق راه جورج بوش رئیس جمهورامریکا درواکنش به گفته های رهبران آلمان وفرانسه گفت : من به ایجاد تشکیلات نظامی دفاعی اروپا موافق نیستم زیرا این نیرو موقعیت ناتورا تضعیف مینماید وناتو درمورد دفاع ازاروپا میتواند مانند سابق نقش ایفا نماید ، ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه اظهار داشت : اگربریتانیا با ما  همکاری نکند هم ، ما رهبران چهار کشور( فرانسه ، آلمان ، بلجیم ، لوکزامبورگ ) طرح تشکیلات نظامی دفاعی اروپا را عملی مینمائیم .                                                                      دراجلاس ماه نوامبرسال 2004میلادی وزرای دفاع 25کشورعضو اتحادیۀ اروپا یک بر نامۀ کاری نظامی برای مقابله با حوادث احتمالی درقلمرو اروپا به تصویب رسانیدند که دران گفته شده است این نهاد نظامی ازافراد آموزش دیده درعرصۀ نظامی ودفاعی واکنش سریع تشکیل گرد د که بتواند درعملیات نظامی ویژه آماده باشد تا درظرف یکهفته توان زیرکنترول قراردادن 6000 کیلومترمربع ازساحات مسکونی را داراباشد ، درماه سپتامبرسال 2004 مقامات پنج کشوراروپا (فرانسه ، ایتالیا ، هالند ، اسپانیا ، پرتگال ) برای تشکیل یک نیروی نظامی بعنوان پاسدارصلح که بعد اً بنام (ژاند ارم اروپا) مسمی شد به توافق رسید ند که این پنج کشور درگذشته های دور هرکدام امپراتوربزرگ جهانی بودند که پس ازقرن 18 ومخصوصا ً بعد ازختم جنگ اول جهانی آهسته آهسته مستعمرات خودرا ازدست دادند ومستعمرات شان به استقلال خود ها دست یافتند واکنون این کشورها با نفوس وحدود جغرافیائی محدود تر ازگذشته اما بصورت پیشرفته ودموکراتیک قرار دارند .                     غرورملی فرانسوی ها : وقتی قوای محاجم هتلربه فرانسه حمله نمود ملت فرانسه که احساس کرده بودند آنها سرزمین شان را اشغال نموده همۀ آنچه را که خود شان نمیخواهند نابود خواهند نمود باعزم راسخ درنوزدهم ماه آگست سال 1944 که هنوز قشون هتلر درسایر کشورهای اروپائی وقلمرو شوروی نیز کلاویز جنگ ونبرد بودند قیام نمودند ، جنرال دوگول رئیس جمهورفرانسه قبلاً بارهبران جبهۀ متفقین ضد هتلر( جنرال آیزنهاوررئیس جمهورایالات متحدۀ امریکا ، جوزف ستالین رئیس  جمهور اتحادشوروی ، وینستن چیرچیل صدراعظم بریتانیا ) دیدارکرده آنهارا قانع ساخته بود فرقۀ دوم قوای زرهدارفرانسه را که به عزم جنگ با قوای هتلر تحت فرمان متفقین قرار گرفته بود اجازۀ بازگشت به فرانسه را بمنظور حمایت ازقیام ضد هتلری ملت فرانسه به آن بدهند طبق شواهد تاریخی وقتی این فرقه به پاریس نزدیک گردید مورال قیام کننده گان بالا رفته هجوم ویورش آنها علیه قوای هتلرافزایش یافت ، سربازان مها جم هتلرمورال باخته مشوش ونگران شد ند وچون توان سرکوب قیام رانداشتند وامکان مواصلت قوای تقویتی به آنها نیز نبود اجباراً عقب نشینی کردند وپاریس را ترک گفتند وقیام کننده گان وملت فرانسه به جشن وسرور پرداختند ازان تاریخ تا امروزدربعضی مواقع امریکا وانگلیس به فرانسوی ها منت میگذارند ومیگویند پاریس را ازقشون هتلر ما نجات دادیم اما فرانسوی ها که غرور خاص ملی دارند میگویند ملت ما درمقابل قشون هتلرقیام نمودند وجنرال دوگول فرمانده کل قوای فرانسه را برعهده داشت قوای هتلر درحال شکست ودرحال خروج ازپاریس وقلمرو فرانسه بود که فرقۀ دوم زرهدارفرانسه ازوضع الجیشی قبلی اش به فرانسه رسید وما به پیروزی کامل رسید یم .    سی هزارمواد شیمیائی دراروپا : درماه می 2003 که ازرسانه ها ومطبوعات تبلیغات وسیعی درمورد مواد کیمیاوی کشتارجمعی درعراق صورت میگرفت اتحادیۀ اروپا که بیشتراز30 هزارنوع مواد کیمیاوی قابل استفاده درامور روزمره دارد برای اینکه درآینده ها کدام ادعای نادرست علیه آنها صورت نگیرد موافقه نمودند که تمام مواد شیمیائی قابل کاربرد درکشورهای اتحادیۀ اروپا بطوردقیق بررسی ومورد بازبینی قرار گیرد تا ازنتایج تاثیرات ناگوارومنفی احتمالی آن دروجود انسان ومحیط زیست مطمئین شوند.                     مسئولین اتحادیۀ اروپا درسال 1991لایحه یی را به اجرا گذاشته بودند که طبق آن درهرچند سال بعد هروقتی که مقامات اتحادیه اروپا تصمیم بگیرند ازتمام مواد کیمیاوی قابل کاربرد درداخل کشورهای شامل این اتحادیه را توسط ماهرین فن میتوانستند مورد بازبینی وزیرکنترول قراربدهند تا مواد شیمیائی نسبت دیرماندن ویا دلایل دیگربی خاصیت شده به مواد مضر تبد یل نگردیده باشد ودرصورت زایل شدن خاصیت آن ازردیف مواد شمیائی کار بردی خارج ساخته شود ـ آتش سوزی ها دراروپا : درماه می سال 2003 درایتالیا دراعتراض به عدم توجه حکومت به نظافت شهری دریکصد منطقه ، کثافات زباله دانی ها که به وقت معین(هفته یی یکروز) توسط مؤظفین برداشته نشده بود توسط مردم معترض به آ تش کشیده شد شاهدان عینی دران زمان گفتند که تمام شهردود آلود است عده یی ازشهریان که هوای آلوده با دود را تنفس نموده اند مسموم گردیده حالت رخوت وخلسه برای شان رخ دا ده وضعف وبیحال گشته بودند که بسیاری اینگونه افراد که وضع صحی شان نگران کننده تشخیص گردیده بود برای تداوی به شفاخانه ها منتقل شدند ، مامورین آتش نشانی برای خاموش کردن آتش دریکصد نقطۀ شهربه فعالیت آغازنمودند که مسئولین همۀ این کاربدوش دولت ایتالیا انداخت شده برلوس کونی صدراعظم ایتا لیا را بی کفایت خواندند .              دراخیرماه جولای 2003 تلویزیون فرانسه گفت : ازمدت یکهفته است که درجنگلات سبز فرانسه آتش سوزی ادامه دارد وتا حال 30 هکتار(150 جریب) زمین پرازجنگلات سوخته ونابود شده است با آن که طیارات مربوط به اطفائیه ازهوا بالای جنگلات درحال سوخت مواد کیمیاوی میریزند اما اتش تا بحال زیر کنترول نیامده است وازآغاز آتش سوزی تا امروزشش نفر تلف گردیده اند ـ دران زمان که هرقضیه وحادثه یی درکشورها رخ میداد آنرا مربوط به تروریستان والقاعده میدا نستند رئیس جمهور فرانسه بهمین نهج اعلام نمود که این جنگلات احتمالا ًتوسط افراطیون عمداٌ به آتش کشیده شده است ـ درهفتۀ اول ماه آگست 2003 میلادی درجنگلات دنمارک نیزآتش سوزی بزرگی رخ داد که کشور های هم مرز آن (ایتالیا ، اسپانیا ، مراکش ) طیارات آتش نشانی خود را برای زیرکنترول آوردن آتش توظیف نمودند به قول تیلویزیون پرتگال این آتش درچهار روز40 هکتارمعا دل 200 جریب زمین پر ازجنگلات را به کام خود کشیده بود وطبق تخمین رسانه ها بیشتر ازیک میلیارد دالرخساره وارد نمود مجموعاٌ 10 خانه در نزدیک جنگلات طعمۀ حریق گردیده و15 نفردرحصارآتش مانده جان باختند .                                                                مرگ ومیرازگرمی دراروپا : فعالین ایکو سیستم دراروپا گفته اند آتش سوزی ها ی پیهم درقارۀاروپا هزاران هکتارزمین پر ازجنگلات را به کام خود فروبرد ودرجۀ حرارت جو، اروپا با لا رفت اقلیم وهوا تا حدی خراب وآلوده گشت ، رسانه ها درسال 2003 هیا هوئی را درمود مرگ ومیربیش ازحد انسانها دراروپا براه انداخت که در دل هرشنونده نگرانی ایجاد میکرد که چند نمونه ازان به شرح آتی نگارش می یابد:-- دراسپانیا نسبت گرمی زیاد وآلوده گی هوا ی ناشی ازآتش سوزی ها 13نفرجان باختند – درپرتگال علاوه ازافرادی که درحصارآتش سوزی گیر آمده جان با ختند 11 نفردراثرگرمی طاقت فرسا بعضاٌ درخانه وبعضاً درشفا خانه ازدنیا چشم پوشیدند  – درجۀ حرارت درفرانسه به 42 درجۀ سانتی گرید رسید که نسبت به سال قبل 10 درجه بیشتربود  رسانه های اطلاع رسانی میزان تلفات ناشی ازگرمی طاقت فرسا (42 درجۀ سنتی گرید) درفرانسه را 11435 نفروانمود نمودند درحالی که درجۀ حرارت درافغانستان بالاتر از48 درجه ودرعراق 57 درجه اعلام شده بود هیچ راپوری درمورد مرگ ومیرناشی ازگرمی بیش ازحد ارایه نشده است ، نسبت بالا رفتن درجۀ گرمی هوا مقامات فرانسه اعلام نمودند مردم فراسه بایست برق را کمترمصرف نمایند ورنه برق جیره بندی خواهد شد زیرا نسبت بالا رفتن میزان مصارفات انرژی فعالیت تاسیسات نیروگاه اتمی مؤلد برق به حد اعظمی میرسد که به این حساب آب گرم اضافی بیشتر برود خانه ها میریزد که حیات حیوانات آب زی را به خطر مواجه میسازد وبرق اضافی که به کشورهای بریتانیا وایتا لیا صا درمیگرد د کاهش خواهد یافت که این امربه ملت این کشورها درد سر ها ئی بوجود خواهد آورد ـ فرانسه ، آلمان وبریتانیا نسبت افزایش گرمی سرعت قطارآهن خود را کا هش د ا دند ماهران فن میگویند درزمانی که درجۀ حرارت بیشتراز40 درجۀ سانتی گرید باشد سرعت قطاراهن بایست کاهش یا بد درغیر آن احتمال خروج ریل ازخط رنوی بیشترمیگرد د – بقول رسانه ها درنتیجۀ گرمی ماه آگست سال 2003 درایتالیا ( 34071 نفر) جان با ختند همچنان رسانه ها اطلاع دا د که دراخیر ماه سپتامبرنسبت نبود برق درایتا لیا همه چیزمختل شده تمام وسایل برقی فلج گردیده محتویات صدها هزاریخچال درخانه ها ، رستورانها وهوتل ها ازحالت انجماد برامده روبه خرابی نهاده است کلیه وسایل تراسپورتی زمینی نسبت فلج بودن رهنمای ترافیک درجاده هامتوقف مانده است درشفا خانه ها داد وفریاد ها بالا است عمل جراحی متوقف گشته است تا جنراتورهای احتیاطی ریزرفی فعال ساخته شود . اینگونه حادثه ها نشان میدهد که باید انسان درجریان کاروزنده گی هیچگاهی احتیاط های لازم ودوراندیشی هارا ازیاد نبرد .                                    پارلمان یا قوۀ مقننۀ اتحادیۀ اروپا : اتحادیۀ اروپا تاسال 1979 ( 9 کشورعضو داشت مثل فرانسه ، آلمان ، هالند ، بلجیم ، ایتا لیا ، لوکزامبورگ ، بریتانیا ، یونان ، دنمارک ) این 9 کشوربرای نخستین باربه ایجاد پارلمان اتحادیه اروپا ازکشورهای عضو ازجملۀ کاندیدا ها بصورت انتخابی به توافق رسیدند ومصوبه یی راامضا نمودند .                          انتخابات اعضای پارلمان اروپا ازکشورهای عضو درهر5 سال یکبار صورت میگیرد که پارلمان اتحادیۀ اروپا حیثیت قوۀ مقننۀ کنفداسیون را دارد که درصورت پاس وانفا ذ قانون اساسی مشترک اتحادیۀ اروپا نام آن رسماٌ به (کنفدراسیون اروپا ) تعویض خواهد شد ، پارلمان اتحادیۀ اروپا درحال حاضر ازصلاحیت های آتی برخوردار است :                     -- د ر صورتیکه اختلاس وفساد مالی درعملکرد ارگا نهای مربوط اتحادیۀ اروپا به مشاهده برسد برای ریشه یابی انگیزه و اصل عامل آن توسط کمیسیون مؤظف وارگانهای کنترولی ، تحقیقات وبررسی های لازم صورت گرفته ، فاعلین حقیقی آن ازمجرای قانونی وقضائی مجازات میشوند – قوانین کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا که ازطرف پا رلمان کشورهای شان تصویب میشود به پارلمان اتحادیۀ اروپا ارسال میگرد د که درصورت وجود کاستی های زیا د با توضیحات لازم جهت اصلاحات مجد د به پارلمان های مبدأ فرستاده میشود ودرصورت اندک بودن ایرادات وکاستی ها با آرایش وپیرایش ازطرف پارلمان اتحادیۀ اروپا رسماٌ تائید میگرد د ونافذ میشود که این عمل درحقیقت مفهوم توشیح قانون کشورهای عضوتوسط پارلمان اتحادیۀ اروپا را پیدا میکند  – قوانین مشترک کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا با آنکه درپارلمان کشورهای عضو به تصویب میرسد تا زمانیکه ازطرف پارلمان اتحادیۀ اروپا توشیح وصحه گذاری نگرد د مجال انفا ذ نمی یابد   این قوانین مشترک عبارت ازمواد آتی است :— حمایت وحراصت ازحقوق مستهلکین مواد وماتریال داخلی وخارجی .               نظارت بر وضع معیشتی وحقوق کارگران و مؤلدین .                                           -- حمایت ازمهاجرین ونظارت برامورمهاجرت مطابق کنوانسیون ها ومقر رات بین الملل  – نظارت بر ایکو سیستم ومحیط زیست برای کاهش آلاینده های هوا وفضا .                 – نظارت بر حیات وحش درزمین ، آب و فضا (پرنده ها) .                                      – نظارت بر اموربا نکداری ، انرژی ، اقتصاد ومارکت  .                                 همچنان پارلمان اتحادیۀ اروپا درمورد تعین بودجه اتحادیۀ اروپا باشورای وزیران همکاری مینماید وبه ارگانهای اتحادیه بشمول کمیسیون ارپائی نظارت میکند  .                            پارلمان اتحادیۀ ارپا صلاحیت دارد اعضای جدید کمیسیون اتحادیۀ اروپارا عزل ونصب نماید ودرصورت لزوم درمواقع خاص تمام اعضای کمیسیون اروپا ویا چند نفرآنرا درصورتیکه جرم شان درکوتاهی دراجرای امور ویا مسئولیت شان درمورد اجراات خلاف قانون روشن باشد ازوظیفه سبکدوش وبه مجازات برسانند .                                                نخستین انتخابات پارلمان اتحادیۀ اروپا : آنچه دربارۀ فعالیت اجراات وانتخابات پارلمان نوشته شده نشان میدهد که درنخستین انتخابات اعضای پارلمان اتحا دیۀ ارپا درسال 1979میلادی(63 %) واجدان شرایط راء دهی درحوزه های انتخاباتی حضوریافته به شخص مورد نظرشان راء داده بو دند اما درانتخابات های بعدی سهم گیری واجدان شرایط راء دهی به مرور درهر دورۀ انتخا با ت که (پنج سال است ) کاهش یافته درپنجمین دورانتخا بات درسال 1999میلادی ( 49% ) بوده است .  درانتخابات دورششم درسال 2004 که کشورهای عضو اتحادیه 25 کشورو واجدان شرایط راء دهی 350 میلیون اعلام شده بود شرکت کننده گان انتخا بات درحوزه های راء گیری وراء دهی درتمام 25 کشورعضو اتحادیۀ اروپا  درختم انتخا بات 150هزارنفراعلام شد که کمی بیشتراز42% رانشان میدهد ( پارلمان اتحادیۀ اروپا 732 عضو دارد مقر آن درشهرسترا سبورگ فرانسه است )                  قانون اساسی اتحادیۀ اروپا : ا تحاد یۀ ارو پای غربی درسال 2000 میلادی که 15 عضو داشت برای اداره شدن ازمرکز واحد وزیرکنترول قراردادن کلیه امورمشترک بین کشورهای عضو اتحادیه تصمیم به تسوید وتدوین یک قانون اساسی مرکزی مشترک اتحا دیۀ اروپا گرفت وکمیسیونی را ازحقوق دانان ودانشمندان عرصه های مختلف علمی وفنی توظیف و اعلام نمود که اعضای کمیسیون تسوید وتدوین قانون اساسی اتحادیۀ اروپا 105 نفر ورئیس کمیسیون (ولیری ژسکاردستن) رئیس جمهور اسبق فرانسه تعین شده است . این کمیسیون ، قا نون اساسی اتحادیۀ اروپا را درظرف یکسال وچهارماه تسوید وتدوین نمود که گفته میشود ازلحاظ حجم ومحتوای حقوقی ودموکراتیک بودن بی نظیراست ، ژسکاردستن رئیس کمیسیون تسوید وتدوین قانون اساسی اتحادیۀ اروپا دراجلاس سران 25 کشورعضو اتحادیۀ اروپا دربلجیم با خورسندی اظهار داشت : کمیسیون وظیفۀ خودرا انجام داد مسودۀ قانون اساسی اتحادیۀ اروپا آماده شده است به ملاحظۀ آن هریک ازرهبران وصاحب نظران میتوانند نظریه های عالمانۀ شان را دربارۀ محتوای آن ابراز نمایند ، مسودۀ این قانون در13 جون 2003 میلادی دراجلاس عمومی اتحادیۀ اروپا دربلجیم مورد بررسی وارزیابی قرارگرفته درپرنسیپ مورد قبول وتائید اعضای مجلس واقع گردید  اما گفتنی ها برای چند وچون آن فراوان بود که زمان لازم داشت ـ توقفگاه دیگراین قانون اجرای ریفرند و م درمورد قبول ویا رد آن ازطرف مردمان کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا بود که این نیز زمان لازم داشت با آنهم رهبران اتحا دیۀ اروپا که اشتیاق زیاد با انفاذ این قانو اساسی داشتند هفتۀ بعد   (19 جون 2003 ) رهبران اروپا دریک شهرساحلی یونان گردآمدند تا قانون اساسی اتحادیۀ اروپارا مورد بر رسی قرار بدهند ، امنیت شرکت کننده گان دراین اجلاس ازهوا ، زمین وآب بحر توسط قوای مسلح بری ، بحری وهوائی زیر کنترول قرار داشت وحتی غواصان ، کشتی های تحت البحری را درزیرآب مورد بازرسی قرارداده بودند ، هریک از شرکت کننده گان دراجلاس ، زمانیکه درمیدان هوائی یونان مواصلت مینمودند توسط هلیکوپتر مؤظف به محل اجلاس رسانیده میشد وبه شعاع 10 کیلومتری محل اجلاس ترد د ممنوع گردیده ، راکت های ضدهوائی وضد راکتی دربین جنگلات جابجا شده برای خنثی نمودن هرگونه حادثۀ احتمالی آماده شلیک بود . دراین راجلاس علاوه از25 کشورعضو اتحادیه اروپا ( رهبران تورکیه ، بلغاریا ، رومانیا ) وپنج کشورعضو بحیرۀ بالتیک نیزشرکت داشتند ـ           ( پایان قسمت دوم )  تاریخ 14 / 4 / 2007 میلادی     Email>sasdolti@hotmail.com       

   Wiblak>dolati23.bl ogspot.com

   

        

                                                                    

                                                                                                                 

 

                                                                               

                                          

 

 

  

 

 

+ نوشته شده در  2007/4/14ساعت 0:19 قبل از ظهر  توسط جهان بین 

اتحادیه اروپا

 

سید احمد شاه دولتی فاریابی

---------------------

   6 / 4 / 2007 میلادی

 

شکلگیری اتحا د یۀ اروپا وپیا مد های آن

قسمت اول

                                                         ---------------------

هرپدیدۀ طبیعی وتاریخی بحیث منبع الهام وتجربه ، درهرزمانی ازجانب انسا نهای هوشمند مورد استفاده قرار گرفته است وانسانهای متفکربا استفاده ازآموزه های این پدیده ها ، راه غلبه برمشکلات وپیشرفت را بخوبی تشخیص نموده گام های استواری برای رسیدن به اهداف عالی شان برداشته اند .

مها تما گا ند ی رهبراستقلال طلب هند درآغازین دورآزادی خواهی اش بعدازجنگ اول جهانی (1914 – 1918) وقتی متوجه گردید که دانه های سالم گندم درلحظات نمو، ساق وبرگ میکشد وبه حاصل می نشیند اما خود ش پوسیده ونابود میگرد د

گاندی با الهام ازاین تطوروتحول تکاملی یکدانه گندم که خود پوسید اما چند ین خوشه وصدها دانه گندم بحیث نسل روینده ازخود بجای گذاشت درجریان سخنرانی هایش خطاب به مبارزان راه آزادی اظهار داشت (گندم تا نپوسد حاصل نمیدهد) این گفتۀ اوکه دران زمان دارای مفهوم فلسفی تعبیرگردید دارای این معنی بود که بایدانسان برای به ثمررسانید ن تلاش ومبارزه اش پیگیر وخستگی ناپذیرحرکت نماید واگرخودش مثل دانۀ گندم درراه مبارزه نابود گرد د صدهانفرازجوانان ودست پرورده های آن درجامعه با همان خصوصیات رزمنده گی وآزادی خواهی درجامعه وکشور بوجود می آیند وبه همان خصوصیات تحول طلبانه وتکثرگرائی پیش می تازند تا به اهداف عالی ومشترک خود ها برسند.

میگویند تیمورکورگان که نوشتۀ درست آن (تیمورکورگن) میباشد پس ازدرگذ شت سلطان قیزغین امپراتورخراسان زمین که قلمروش ازشرقی ترین قسمت آسیای مرکزی تا حوزۀ ماد وفارس امتداد داشته است بعزم تاسیس امپراتوری باحدود جغرافیائی وسیعترکمربست ودرجریان جنگ ونبرد روزی به مقاومت جدی دشمنانش مواجه گردیده خودرادربن بست عجیبی یافت وبه یارانش گفت دربرزخ قرارگرفتیم  منظورش این بود که اگر به دشمن حمله نمایند بازهم تلفات خواهند داد واگرازحمله بازایستند زیر هجوم دشمن قرار خواهند گرفت ، تیمورکه فرمان داده بود بصورت پراگنده به چنگ ادامه بدهند خود ، درخانه یی نشسته  به فکر فرورفته بودند که ناگهان چشمش به مورچۀ افتاد که دانه گندمی را حمل میکند تیمور به ا و نگریست ودید که مورچه دانۀ گندم را چهل بارازروی دیوارتا حدی بالابرد وافتاد اما گندم را رها نکرد ودرمرتبۀ چهل ویکم گندم را ازدیواربالا برد ،  تیموربلاوقفه با متا نت ازجا برخاست وبراسپش سوارشد به لشکریان دستورهجوم بردشمن را صادرنمود وخود نیزدرپیشا پیش لشکربه دشمن تاخت وبا اندک تلفات بردشمن غلبه کرد ، تیمورکورگن تصمیم قاطع داشتن برای عبورازموانع ورسیدن به هدف

 را ازمورچه آموخت .

میگویند روستا مردی که پیشۀ دهقانی داشت وقتی میخواست ازخم آب بگیرد دید که دربین خم ده ها مورچۀ کوچک که اوزبیک ها آنرا ( چومالی) میگویند بهم چسپیده مانند چهارمغزکلوله شده وبروی آب درحالت نوسان قرار دارد روستا مرد دهقان اطفال خود را خواست وگفت : ببینید وبیاموزید که شماهم اگردرزنده گی مانند همین مورچه ها متحد باشید ازهرگونه آسیب احتمالی نجات می یابید ، اگرمورچه ها بهم نمی چسپید ند بروی آب یکه یکه می بودند همۀ آنها تلف میشدند اکنون ازاثرمتحد بودن هیچکدام آنها تلف نشده است وبعد آن توده وکلولۀ مورچه را ازآب با لا کرده روی زمین گذاشت که همۀ آن مورچه ها ازهم جدا شده حرکت بروی زمین را آغازنمودند .

مثال های تاریخی ازمحسنات اتحاد : درنیمۀ دوم قرن 18میلادی مبارزان استقلال طلب امریکای شمالی پس ازیک سلسله فعالیت های مخفی ونیمه علنی کمیتۀ انقلابی آزادی خواهی را باشرکت نماینده های 13 ولایت تشکیل دادند ودرنتیجۀ فعالیت های هد فمند آنها درسال 1776میلادی امپراتوری انگلیس مجبور گردید استقلال وآزادی امریکای شمالی را برسمیت بشناسد وقوای خودرا ازازآنکشورخارج نماید که این13ولایت پس ازبرقراری رژیم فدرالی که هرکدام دارای قوانین خاص داخلی باصلاحیت های اجرائی لازم مقید به قانون اساسی دولت مرکزی شدند بنام ایالات متحده امریکا مسمی گردید و ارگانهای رهبری همۀ ایالات متحده برای مدت معین که درقانون داخلی ایالات وقانون اساسی امریکا تذ کاریافته است ازسوی مردم انتخاب میشوند ، تشکیل ایا لات فدرال ورسیدن به حق حاکمیت سیاسی وآزادی منبع الهام به سایر کشورها ی جهان گردید بعداً کشورهای زیرسیطرۀ استعمارکوشیدند برای رسیدن به استقلال ازشیوه وشگرد امریکای شمالی استفاده نمایند که دراین راه ، کشورهای اروپائی ازممالک سایر قاره ها پیشقدم گردیدند .

استعمارگران انگلیس نیزبرای حفظ سیطرۀ شان اصلاحاتی را دراداره وسیستم استعماری خویش آورد ه کشورهای دارای رژیم سلطنتی را باهم متحد اعلام نمودند ونام امپراتوری وشاهنشاهی خود را ( یونایتد کینگدم ) گذاشتند که اتحاد پادشاهان وهمبستگی رژیم های سلطنتی معنی دارد وهنوزبه همین نام یاد میگرد د ، انگلیس ها باوضع قوانین ومقررات زمام امورتمام کشورهای شامل مستعمراتی خویش را به رژیم شاهی وسلطنتی لندن مربوط ساختند که پایتخت بریتانیای کبیربود ، دران وقت درارتباط به ناسیونالیزم وتبارگرائی بنام (رژیم سلطنتی انگلستان) یاد میگردید ، انگلیسها وقتیکه نیم قارۀ هند وافغانستان را بحیث مستعمرۀ خود زیرفرمان داشتند افرادی را ازساکنین آن با زد وبند های محرمانه به قدرت میرسانید ند وتوسط این دست نشانده های خویش پلانها شوم استعماری خود را به ضررساکنین مستعمرات خود عملی مینمودند وهرگونه آزادی خواهی را توسط همین دست نشانده هایش سرکوب مینمود که سرکوب تظاهرات عظیم خیابانی وقیام های استقلال طلبانه مردم درهند ، افغانستان وکشورهای شرق میانه نمونه های بارزآن است که انکلیسها برای فریب وخاموش کردن مردم توسط عمال خویش تبلیغات مینمود ند ومیگفتند : شما کاملا ً آزاد هستید پاد شاه ورهبرکشورتان ازمردمان خود تان است به سخنان دشمنان فریب نخورید که (منظورش مبارزان استقلال طلب کشورهای مستعمرات انگلیس بود) وگاهی میگفتند ما تنها شما را ازحملات روسها وسایر متجاوزین مصئون نگهمیداریم چنانچه امروزمیگویند ماشمارا دربرابرحملات تروریستی القاعده وعمال آن مصئون نگهمیداریم

وشمارا به باغ های سرخ وسبزدموکراسی می بریم .

فشارها باعث متمرکزشدن پدیده ها : همانطوریکه تحت فشارهای معین واعظمی متداوم احجارکریمه وفلزات درعمق زمین بوجود می آید بروی زمین نیزدرنتیجۀ فشارهای معین حکومت های مستبد بالای مبا رزان راه عدالت ودموکراسی   

زمینه های متحدشدن وهمبستگی فراهم میگرد د که تبارزمبارزان مشروطه خواه واحزاب سیاسی درزمان رژیم های استبدادی گذشته وحال میتواند بهترین الگودراین مورد محسوب گرد د ، یک فارمول فیزیکی نشان میدهد که درنتیجۀ فشاراعظمی یک ماشین پارچه های مختلف نا متجانس( چوب ، سنگ ، خشت وامثال آن) با سمنت ویا مواد دیگربهم فشرده شده به یک کتلۀ مقاوم مبدل میگرد د وهمین عملیۀ فزیکی نشان میدهد که مبارزان ملی وغیرملی درحین قرار گرفتن درزیرفشارهای گوناگون  دریک جامعه بهم فشرده میشوند ودرمقابل فشارتوان مقاومت بالا میرود این کتلۀ نا متجا نس به اصطلاح سیاسی جبهۀ ملی و

همبستگی ملی یاد میگرد د ، درصورت وجود هم آهنگی بین برنامۀ عمل وهدف ستراتیژیک چند حزب سیاسی که بمنظورغلبه برستمگران وسیطره جویان بهم فشرده شده وبه یکدیگر مدغم شوند وحدت سازمانی وسیاسی نام میگیرد که هم جبهۀ متحد ملی وهم وحدت سیاسی وسازمانی بصورت دایرۀ متحد المرکزعمل مینمایند که امواج ناشی ازفعالیت های سیاسی آنان بیشتر ازمرکز به اطراف گسترش می یابد واین بمعنی فعالیت با انضباط آگاهانۀ سیاسی است که تمام اعضای آن خود را تابع ومطیع رهبری مرکزی شان میدانند .

تاریخ مبارزات سیاسی مردم اروپا نشان میدهد که پس ازبرگزیده شدن آدولف هتلربعنوان صدراعظم آلمان درسال 1933 میلادی

   که مفکورۀ سیطره طلبی ،برتری جوئی نژادی وکشورکشائی آن درفرانسه ، انگلستان وسایرکشورهای قارۀ اروپا احساس

میگردید مبارزه علیه مفکورۀ نادرست هتلری حتی درداخل کشورآلما ن آغازگردیده بود اما بعضی ازشخصیت ها مثل موسیلینی

ودیگران دراروپا وشرق دور(جاپان)بحیث مؤیدین نظرهتلرنیزوجود داشتند ، البرت انیشتاین فزیکدان معروف آلمان وشخصیت های مخالف نظریات هتلرپس ازبه قدرت رسیدن او عرصۀ فعالیت اصولی وعادلانه را به خود تنگ دیده به ایالات متحدۀ امریکا فرارنمودند .

حزب ناسیونال دموکراتیک آلمان برهبری هتلر که بعد تربصورت خلاصه بنام (آلمان نازی)مسمی شد درظرف شش سال قویاً

سازماندهی شده با آموزشهای لازم نا سیونا لیستی وتفوق طلبی نژا دی که به فاشیزم وراسیزم می انجامید مجهز گردیده درسراسرآلمان تسلط یافته بودند که درسال 1339 بدستورهتلرکه ازطرف همفکرانش مورد حمایت بیچون وچرا قرارگرفته بود

عملیات پاکسازی قومی که طبق سنت قدیم ، بعضی ازاقوام غیربومی ساکن درقلمرو آلما ن را( نجس ، پلید ، پست وامثال آن )

مسمی کرده بودند آغازنمود که هرگونه مقاومت را شکستاند و به زود ترین زمان تاریخی بسیاری ازکشورهای اروپائی را اشغال کرد ، سه ابر قدرت جهانی آن زمان(انگلستان تحت نام یونایتد کینگدم یعنی رژیم های سلطنتی متحده ، امریکا ی شمالی تحت نام ایالات متحده وشوروی تحت نام اتحا د جماهیرشوروی سوسیالیستی ) که تحت فشاربا لقوۀ سیاسی ونظامی عملکرد هتلرومتحدان آن( موسیلینی درایتالیا وهیرو هیتو درجاپان) قرارگرفته بودند باهمۀ نامتجانس ومتضاد بودن ایدیالوژی کمونیزم

وکپیتالیزم وسیستم اجرائی اردوگاه سوسیالیستی وامپریالیستی جهانی بهم فشرده شدند ودریک جبهه گرد آمدند وایتلاف نمودند ونام آنرا(جبهۀ متفقین ضد نازیزم وفاشیزم ) گذاشتند که درنوشته های تاریخی ازآن بعنوان متفقین ضد هتلر یاد شده است .

اتحاد شوروی ،انگلستان وایالات متحدۀ امریکا که ازجهات وجبهات مختلف لشکرجنگی هتلررا زیرضربات نظامی قراردادند که تعداد نیروهای رزمی با لقوه وبا لفعل هتلردربعضی ازگزارشها پنج میلیون افراد مسلح تذکاریافته است ، عملیات جبهۀ متفقین که درحقیقت یک جبهۀ کاملا ً نا متجانس بود که علیه لشکرعظیم هتلربحیث یک کتلۀ قوی سیاسی نظامی دربرخورد با هتلری ها خاصیت خورد وخمیر کننده را ازخود به نمایش گذاشتند وسرانجام توانستند درهفتم ماه می سال1945 که هتلروچند جنرال نزدیک به او ازترس گیرافتادن به چنگ دشمنان(متفقین) خود کشی نمود ند برهتلرپیروزشوند ، روزنهم ماه می بعنوان غلبه برفاشیزم رسماً اعلام گردید که دراروپای شرقی وغربی وآسیای میانه به عنوان ارج گذاری به قربانیان جنگ دوم جهانی که بقول تاریخ اتحاد شوروی مجموعاً پنجاه میلیون نظامی وغیر نظامی ازطرفین شامل جنگ وسرزمین های تحت تاثیرنبرد نظا می جان باخته اند که 20 میلیون نفرآن متعلق به قشون وقلمرواتحاد شوروی بوده است .

رهبران کشورهای اروپائی که نتایج چشمگیراتحاد وهمبستگی را درجنگ با قوای هتلرلمس نموده بودند درفکرایجاد یک اتحادیه همه جانبه (اقتصادی ، سیاسی ونظامی ) با مشارکت کشورهای اروپائی بودند تا ازحالت حیات منزوی وتنهائی کشورهای شان به یک حالت جمعی وکلکتیفی گذارنمایند که درصورت هجوم بیگا نگان مانند یک کتلۀ قوی ودارای منافع مشترک وبهم پیوسته عمل نمایند وهرگونه پلان هجوم وماجرا جوئی های سیاسی ونظامی را بتوانند خنثی سازند .

درسال 1950 تبلیغات وسیعی ازطرف روشنضمیران وپیشقراولان سیاسی دراروپا همسو با علمبرداران سرمایه سالاری وکپیتا لیزم که دران دوران ازجانب مخالفین این سیستم  بنام استعمار وامپریالیزم جهان خواریاد میگردید صورت گرفت که ایجاد

اتحادیۀ اروپا درمحراق اینگونه تبلیغات قرار داشت .

روشنفکران که همیشه درسمت وسو دادن افکار عمومی درجامعه نقش مؤثرایفا مینمایند دراثر گفته ها ونوشته های مکررآنان درمورد لزوم ایجاد اتحا دیۀ اروپا دیپلومات ها وبعضی ازرهبران پیشگام اروپای غربی درصد د مطالعۀ امکانات تاسیس اتحادیۀ اروپا وجستجوی راه وطرق تشکیل اتحادیه کمر بستند که به تعقیب همین عزم جزم بود ، درنهم ماه می 1950میلادی

روزبرگزاری جشن غلبه برفاشیزم که درتمام قلمرو اتحاد شوروی با مارش ها وسخنرانیها درمورد قهرمانی وجان بازی های جوانان شوروی وکشورهای عضو متفقین ضد هتلرتجلیل میگردید( روبرت شومن) وزیر خارجۀ فرانسه درجریان سخنرانی اش که درنکوهش جنگ وتمثیل خرابی های ناشی ازجنگ دوم جهانی که هتلر را آغازگرجنگ وانمود ساخت گفت : اکنون وقت آن رسیده است که تمام کشورهای اروپائی برای خروج هرچه سریعتراززیربارسنگین این جنگ ویرانگرباهم متحد شوند

وبرای پیش زمینه این اتحادیه درقدم نخست دوکشورفرانسه وآلمان موافقه نمایند که ازمنابع زغال سنگ وپولاد بصورت مشترک ودرهمکاری با یکد یگربهره برداری نمایند وبرای ایجاد نظم بهتر، یک تشکل اداری ومنجمنت بحیث یک سازمان اروپائی که دارای صلاحیت رهنمود دهنده ورهنمائی کننده با شد ایجا د شود تا زمینۀ بهتربرای پیوستن سایر کشورهای اروپائی

نیز فرا هم گرد د ) این گفته های وزیرخارجۀ فرانسه که ازطریق رسانه های سمعی وبصری انتشار یافت توجه علاقمندان تشکیل اتحادیۀ اروپا را بیشتر جلب نمود که یکسال بعد(هجدهم اپریل سال1951) رهبران کشورهای

(فرانسه ، آلمان ، هالند ، بلجیم ، ایتالیا ، لوکزامبورگ ) درپاریس پایتخت فرانسه بمنظورگذاشتن سنگ بنای اتحادیۀ اروپا گرد آمدند ودرختم اجلاس که بصورت همه جا نبه دربارۀ تاسیس اتحادیه شور وبحث صورت گرفته بود ، درگام نخست یک قرارداد

وتفاهم نامه را بعنوان پیمان استفادۀ مشترک ازمنبع فولاد ورغال سنگ امضا نمودند که همین پیمان زیرساخت وسنگ تهداب

اتحادیۀ اروپا شد که بهره برداری مشترک این شش کشورعضواتحادیه اروپا ازفولاد وزغال سنگ درظرف یکسال نشان داد که درصورت استفادۀ انفرادی ازان نمیتوانستند سود فراوانی را که بدست آورده بودند بدست بیاورند .

درسال1952دراجلاس دیگراین شش کشورمؤسس اتحادیۀ اروپا به توافق رسیدند که محصولات کشاورزی وصنعتی را نیز مانند زغال و پولاد به اشتراک ومعاونت همد یگرآ ما دۀ بهره برداری نموده به بازارعرضه نمایند ودرظرف سه سال امور

نقل وانتقال اموال بین کشورهای عضواتحادیه ودیگر ممالک ، همچنان افزار وادوات مربوط به امور صحی وادویه جات

وتعمیم وتامین امور مخابرات(تیلفون ، پست وسایرارتباطات) بین کشورهای عضو این اتحادیه توسعه یافت که بعد ها تبادلات تجارتی بین کشورهای عضو اتحادیه اروپا بنام بازارمشترک اتحادیۀ اروپا نام گرفت .

اعضای اتحادیۀ اروپا طی نشستی درهفتۀ اخیر ماه مارچ سال 1957 میلادی اتحا دیۀ اقتصادی وانرژی اتمی اروپارا برپا نمودند ، سیرصعودی اموراتحادیۀ اروپا وگسترش فعالیت های سود آورآن بصورت منظم ومنسجم توسط شش کشورعضواین اتحادیه ، رهبران سایر کشورهای اتحادیۀ اروپارا نیززیر تاثیرقرارداد بریتانیا که درآغاز، پیوستن به این اتحادیه راکسرشأ ن

برای خود می پنداشت درسال1961یعنی9 سال بعد برای پیوستن به اتحادیۀ اروپا تقاضا نامۀ خود رارسما ًبه دفترمرکزی این اتحادیه سپرد ، دنمارک ، ناروی وآیرلند نیز درهمین سال پیشنهاد عضویت دراتحادیۀ اروپا وبازارمشترک را ارایه نمودند

رهبران شش کشوربحیث مؤسسین اتحادیۀ اروپا که صلاحیت پذیرش وعدم پذیرش کشورهای دیگررا مشروط ومختص بخود ساخته بودند تقا ضا نامه های این چهارکشوررا زیر بررسی گرفتند ، مذاکرات متناوب بین رهبران کشورهای داوطلب عضویت وشش کشورمؤسس اتحادیۀ اروپا ادامه یافت سرانجام هشت سال بعد( درسال1969)درشهردینهاخ که فعلا ًپایتخت هالند است اجلاس عمومی دایر گردید که پس ازشوروبحث فراوان دربارۀ اینکه کشورهای داوطلب عضویت اتحادیۀ اروپا پیش شرط ها راپوره نموده اند یاخیر؟ دریک ارزیابی مثبت این چهارکشوربه عضویت اتحادیۀ اروپا درپرنسیپ قبول گردید اما پذیرش رسمی آنها به جلسۀ دیگر موکول شد ، دراین اجلاس علاوتا ًدرمورد معاونت مالی به کشاورزان( سوپساید ها)توسعه

وانکشاف بعدی اتحادیۀ اروپا ، عمرانات شهرها وترانسپورت نیززیربحث ومذاکرات قرار گرفته برای رسیدن به اهداف اتحادیه راه وطرق وشگرد عملکرد ها مشخص گردید .

شورای وزیران شش کشورمؤشش اتحادیۀ اروپا بتاریخ هشتم ماه جون سال 1970 مصوبه یی را صادرنمودند که طبق آن (بریتانیا ، آیرلند ، دنمارک وناروی درصورت حصول توافق دربرخی موارد که درمصوبه تذکاریافته بود میتوانستند به عضویت اتحادیۀ اروپا بپیوندند بناءً دراخیرماه جون 1970 درلوکزامبورگ اجلاس عمومی اتحادیه دایرگردید که چهارکشور متقاضی عضویت دراتحادیۀ اروپا نیز دران دعوت شده بودند ، دراین اجلاس بمنظورایجاد هم آهنگی درمورد تمام اجراات

کشورهای عضو،شوروبحث صورت گرفت اما دربارۀ قبول وعدم قبول این چهارکشورکدام مصوبه صادرنگردید وتصمیم اتخاذ نشد ، یکسال وشش ماه دیگر سپری گردید ودرماه جنوری 1972 شش کشورمؤسس اتحا دیه ( آلمان ، فرانسه ، هالند ، بلجیم

ایتالیا ، لوکزامبورگ ) دربروسل پایتخت بلجیم تشکیل جلسه داده مصوبه یی را درمورد پذیرش چهارکشورمتقاضی عضویت دراتحادیۀ اروپا (بریتانیا ، دنمارک ، آیرلند ، ناروی) صادرنمودند که دران گفته شده بود : درصورتیکه پارلمان " قوۀ مقننه "

کشورهای عضواتحا د یه اروپا تائید وقبول نمایند آنها میتوانند افتخارعضویت اتحادیۀ اروپا را حاصل نمایند ، ازاین موضوع بازیکسال گذشت درماه جنوری سال1973 که مصوبۀ قبولی کشورهای متقاضی عضویت اتحادیۀ اروپا ازطرف پارلمان کشورهای عضو اتحادیه صادرشده بود بریتانیا ، دنمارک وآیرلند به اتحادیۀ اروپا پیوستند اما ( ناروی) نسبت وجود بیروکراسی های فراوان که ازتاریخ ارایۀ تقاضا نامه تاقبولی اش (دوازده سال ) سپری گردیده بود ازپیوستن به اتحادیۀ اروپا منصرف شد.

ازآغازسال1973که اتحادیۀ اروپا دارای9 کشورعضوشد به عملی کردن پلان وپروگرام های مشترک اتحادیه درتمام عرصه ها

تلاش نمود ودادوستد تجارتی دربازارمشترک اروپا رونق چشمگیریافت که اشتیاق پیوستن به اتحادیۀ اروپا را درمقامات برخی ازکشورهای دیگراروپای غربی افزایش داد (اروپای شرقی دران زمان متحدین ایدیالوژیک وستراتیژیک اتحاد شوروی بودند)

بعضی کشورهای اروپای غربی برای استفاده ازسهولت های اتحادیۀ اروپا که چشمگیربود تقاضا نامه های پیوستن به اتحادیۀ اروپارا به مراجع مربوط ارایه نموده برای طی مراحل اداری واجرائی آن که بعضی ها آنرا(طی مراحل بیروکراسی) میگفتند

منتظرمیما ند ند تا قبول شوند.

درسال1981 یونان ودرسال 1986 اسپانیا وپرتگال ، درسال1995 فنلند ، اتریش و سویدن به اتحادیۀ اروپا پیوست . مجموع اعضای اتحادیۀ اروپا درسال1996 به 15 کشوررسید ، پس ازخروج شوروی ازخط کمونیزم واتخاذ تدابیرهمسوئی با اجراات

غرب درچوکات کپیتالیزم که درسال1992 استقلا ل کامل کشورهای اروپای شرقی وآسیای مرکزی را برسمیت شناخت ومردمان این کشورها راحاکم برسرنوشت خودشان اعلام نمود مقامات اروپای غربی درصد د جذ ب کشورهای اروپای شرقی به اتحادیۀ اروپا برآمدند که تا آن وقت این اتحادیه مختص به کشورهای اروپای غربی بود .

درماه فبروری سال1992 دوازده کشورعضواتحادیۀ اروپا در(ماستریخ ) شهرهم مرزهالند با آلمان گردآمدند (فنلند ، سویدن واتریش هنوزبه عضویت اتحادیۀاروپا پذیرفته نشده بودند ) دراجلاس عمومی اتحادیۀ اروپا پیشبینی گردیده بود که اروپای شرقی نیزدرموردعضویت دراتحادیۀ اروپا تفاضا نامه هائی ارایه خواهند نمود بناءً شرایط عضویت دراتحادیۀ اروپا را برای کشورهای متقاضی جدید الورود به اتحادیه طرح نموده روی آن بحث هائی کرده بودند همچنان فیصله نامه یی را دربارۀ موضوعات بازارواحد ، پول واحد اروپائی ، اقتصاد همگون ، توسعۀ هم آهنگ وانکشاف متوازن ، بین کشورهای عضو دران تاکید گردیده بود ، درماه دسامبر1996 باشرکت سران اتحادیۀ اروپا وشخصیت های سیاسی وحقوقی در( دوبلین ) پایتخت آیرلند یک کنفرانس تدویر یافت که سخنرانها وصاحب نظران درجریان صحبتهای شان ابرازنظرهائی دربارۀ جوانب وشگرد اجراات درمورد ایجاد هم آهنگی وکارکردها درعرصۀ بانکداری وپول واحد اروپا بنام (یورو) ازاول ماه جنوری 1999 نمودند که رئوس مطالب مهم آن درمصوبه یی که صادرشد قید گردیده بود ، درهمین کنفرانس دربارۀ رفع قیودات مرزی نیزتبادل افکارصورت گرفته درپرنسیپ قبول گردید که بین شهروندان کشورهای عضواتحادیۀ اروپا قیودات مرزی مرفوع گرد د که این

امر بعداً بنام (شینگین)عملی شد که تاحال ادامه دارد ، پیچیده گی ها و پرابلم هائی که نسبت با ارزش وکم ارزش بودن پول قابل  چلند کشورهای عضواتحادیۀ اروپا درکنفرانس دوبلین خودرا نشان داد از15 کشور عضو اتحادیۀ اروپا سه کشورآن مثل        ( بریتانیا ، د نمارک ، فنلند) نتوانستند به پول واحد اروپا(یورو)بپیوندند اما 12 کشوردیگربا پیروی ازفارمول اقتصاد وبانکداری به ترک وطرد پول قابل چلند قبلی شان وتوزیع وترویج پول (یورو) بجای آن موافقه نمودند .

درماه دسامبرسال2000 میلادی دربروسل پایتخت بلجیم اجلاس عمومی اتحادیۀ اروپا درمورد بحث روی پذیرش 13 کشور داوطلبان پیوستن به اتحادیۀ اروپا دایرگردیده چهارروزادامه یافت که این داوطلبان12 کشوراروپای شرقی جداشده ازبدنۀ اتحادشوروی سابق ، همچنان تورکیه بود که نسبت پیروی ازالفبای لاتین درامورنوشتاری که پس ازبه قدرت رسیدن مصطفی کمال اتا تورک ، بمنظوربه ثمررسانیدن انقلاب فرهنگی ونجات نسل های آیندۀ تورکیه ازافکارمسلط دوران پیشین که معجون مرکبی ازتصوفات وتخیلات مغایرعلوم مثبته پنداشته میشد تعمیم یافته بود وهم ازسبب آنکه تورکیه درمخالفت باکمونیزم اتحاد شوروی بادرپیش گرفتن راه سرمایه سالاری با اروپا وامریکا همسوئی داشت علاوتا ًسالها پیش به عضویت ناتو پیوسته با نظامیان وسیاسیون غرب درمقابل کمونیزم بین المللی دریک سنگرقرارداشت خود را مستحق پیوستن به اتحادیۀ اروپا می پنداشت که بر اساس همین پندارها تقاضا نامۀ ورود به اتحادیۀ اروپا را ارایه نمود .

درکشورهای اروپائی که مجازات اعدام ممنوع میباشد مقامات تورکیه نیزمجازات اعدام را ازقانون اساسی خود حذب کرده ویک سلسله اقدامات واجراات دموکراتیک را درتورکیه روی دست گرفتند که دادن حق آزادی نشرات سمعی وبصری به کرد های ساکن درقلمرو تورکیه توجه به تساوی حقوق زنان با مردان درعرصۀ کاروفعالیت با حقوق ومزد مساوی رفع تبعیض بین زنان ومردان درمورد تحصیلات عالی وتوجه به ایکوسیستم بمثابه کشورهای اروپائی وامثال آن ازجملۀ چشمگیرترین این اقدامات دموکراتیک میباشد .

دراول ماه می سال 2004 میلادی که سران اتحادیۀ اروپا وسیزده کشورداوطلب عضویت دربلجیم گرد آمده بودند پس ازشوروبحث وبررسیها اعلام گردید که ( تورکیه ، بلغاریا ، رومانیا ) ازسبب عملی نکردن تمام شرایط عضویت دراتحادیۀ اروپا عجالتا ًپذیرفته نشدند هرگاه شروط عضویت به اتحادیۀ اروپا ازجانب کشورهای مذکورآن طوری که لازم است مرعی الاجرا قراربگیرد دراجلاس دیگر وزمان دیگراین کشورها نیزبه عضویت اتحادیۀ اروپا پذیرفته خواهند شد ودروازۀ اتحادیۀ اروپا بروی آنها وسایرکشورهای اروپائی همشه مفتوح خواهد بود اما به تعقیب آن اعلام نمودند که 10 کشوردیگراروپای شرقی که شرایط شمول به اتحادیۀ اروپارا به اکمال رسا نیده اند به عضویت اتحادیۀ اروپا قبول گردید ند (کف زدن ها توام با هوراها)

محل اجلاس را به شورآورد که شب هنگام ازطرف تمام کشورهای اروپائی با جشن وپای کوبی وآتش بازی های بی نظیرازان استقبال نمودند که ناسیونالیست های اروپائی آنرابعنوان روزپیوستن مجد د بومی های اروپای شرقی وغربی می انگاشتند .

درماه جنوری سال روان (2007 میلادی) نیزدوکشوردیگراروپای شرقی به اتحادیۀ اروپا پذیرفته شدند که اکنون اعضای کشورهای اتحادیۀ اروپا به 27 کشوررسیده است ، برای ازدیاد معلومات خواننده گان جوان نام کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا توام با نفوس آن به ترتیب الفبا به شرح آتی نگارش می یابد :

آلمان فدرل دارای 82 میلیون نفوس .

آیرلند دارای5/5 میلیون نفوس.

ایتالیا دارای 58 میلیون نفوس .

اسپانیا دارای 40 میلیون نفوس .

اتریش دارای دارای 8 میلیون نفوس

استونیا دارای 5/1 میلیون نفوس .

بلجیم دارای 10 میلیون نفوس .

بریتانیا دارای 60 میلیون نفوس .

پرتگال دارای 10 میلیون نفوس .

پولند داراری 700/ 38 میلیون نفوس .

جمهوری چک دارای5/10 میلیون نفوس

دنمارک دارای 5/ 5 میلیون نفوس.

رومانیا دارای 5/22 میلون نفوس .

سویدن دارای 9 میلیون نفوس .

سلوا کی دارای 5/5 میلیون نفوس .

سلوانیا دارای 2 میلیون نفوس .

فرانسه 60 میلیون نفوس .

فنلند دارای 5/5 میلیون نفوس   

قبرس بخش یونانی زبان دارای700 هزارنفوس.

لوکزامبورگ دارای600 هزارنفوس .

لا تو نیا دارای5/2 میلیون نفوس .

لیتوانیا دارای 7/3 میلیون نفوس .

مجارستان دارای 10 میلیون نفوس .

مالتا دارای400 هزارنفوس .

هالند(نیدرلند)16 میلیون نفوس .

پایان قسمت اول تاریخ 5/4/2007میلادی

--   --    --     ---  --   --  --    

 Email >sasdolati@hotmail.com

Weblak >dolati23.blogspot.com

    *      *      *      *            

 

 

 

     

 

+ نوشته شده در  2007/4/7ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط جهان بین  | 

به مناسبت نوروز

 

سید احمد شاه دولتی فاریابی

- -------------------------

      ( قسمت اول )

نوروز با تاریخ کهن و چهرۀ نوین

--------------------------------------------------

وقتی برای ریشه یابی آغازین مرحلۀ تجلیل ازنوروزونام گذاری آن به دریای گفتار، عقاید ونظریه پردازی های فیهما ن وقلم به دستان پیش میرویم ازشواهد وقراین درمی یابیم که تجلیل ازروزهای معینی دریکسال درهرجامعه یی به شکلی ازاشکال وجود داشته است . اساطیرواستوره های باستان که درنوشته های ادب فولکلورملت ها واقوام بومی های آسیائی بازتاب یافته است نشان میدهد که آسیا نخستین سرزمینی بوده است که پس ازطوفان نوح برای زیست وتکثیرنسل آدم وحیوانات نجات داده شده ازطوفان نوح روی خاک وخشکه قدم گذاشته اند که بعد ازسپری شدن قرون متمادی وآغاز دورۀ تجد د حیات انسان ها درقرن شانزدهم میلادی بنام براعظم آسیا مسمی گردیده است که آدم ها درآغاززنده گی بروی زمین بصورت غریزیی وگله یی (عشیره یی وطوایفی) با هم یکجا میزیسته اند ، ختم زمستان وبرودت یکسال را که با هوای خوشگوارومساعد به فعالیت ها وشکاردرایام سال جدید جای آنرا میگرفت این روزرا بنام غلبۀ خوبیها بر بدی ها تلقی نموده به منظوراستقبال نیک ازآغازین روزسال جدید با رقص وآواز خوانی های ابتدائی استقبال میکردند ، آدم های بعد ازطوفان نوح که نسلی ازبقا یای آدم های قبل ازطوفان نوح بودند به امر آفرید گا رعالم توسط حضرت نوح با حیوانات آبزی ، خشکه زی و هوازی (پرنده ها ) به داخل کشتی نجات خودش گرفته شده بود که شاید تجربه های زیستن درخشکه وطرزشکارحیوانات را داشتند ونسبت به آدم های اولی که از حضرت آدم وبی بی حوا وفرزندان آنها متولد گردیده بروی زمین به کشاورزی وچاروا داری (دام داری) مصروف بودند با هوش تربودند ، درمتن کتاب مقدس مسیحیان که مجلدی مشتمل اززبور، تورات ، انجیل وصحف انبیا علیهم السلام است آمده است : ( آدم زن خود حوا را بشناخت واو حامله شده قائن را زائید وگفت مردی را ازیهوه حاصل نمودم وباردیگر برادراوهابیل را زائید وهابیل گله بان بود وقائن کارکن زمین (کتاب مقدس فصل پیدایش / باب چهارم / آیات 1- 2 ) درجای دیگر میگوید (آدم یکصد وسی سال بزیست پس پسری به شبیه خود آورد اورا شیث نامید ایام آدم بعد ازآوردن شیث هشت صد سال بود وپسران ودختران آورد ، پس تمام ایام آدم که زیست نهصد وسی سال بود ( کتاب مقدس: فصل پیدایش / باب پنجم / آیات 3 تا 6 ). درکتاب مذکوردربارۀ حضرت نوح آمده است : (متو شالح یکصد وهشتادوهفت سال بزیست و لمک را آورد متوشالح بعد ازآوردن لمک 782 سال زنده گانی کرد پس جمله ایام متوشالح نهصد وشصت ونه سال بود که مرد ، لمک 182 سال بزیست و پسری آورد و ویرا نوح نام نهاد ... لمک بعد ازآوردن نوح پنجصد ونود وپنج سال زنده گانی کرد وپسران ودختران آورد پس تمام ایام لمک هفت صد وهفتاد وهفت سال بود ونوح پنجصد ساله بود که سام حا م و یافث را آورد ( کتاب مقدس / فصل پیدایش/ باب پنجم / آیات 25 تا32 ) درباب نهم همین فصل کتاب مذکورآمده است : ( نوح بعد ازطوفان 350 سال زنده گانی کرد پس جمله ایام نوح نهصد وپنجاه سال بود ( آیات 28 و20 ) درکتاب مقدس مسیحیان که بنام ( بایبل ) نیز یاد میگرد د درمورد اینکه چرا آفریدگارعالم به آدم ها وحیوانات مخلوق خودش غضب نمود وبه وسیلۀ طوفان آب وآبخیزی همه را نابود کرد مطالبی نوشته شده است ، اگرچه به نظر افرادیکه فاقد عقاید مذهبی اند عجب انگیزخواهد بود اما این نوشته طرف توجه یکتا پرستان ومذهبیون قرارخواهد گرفت ، بناءً شمه یی ازدلایل ارایه شده درمورد حدوث طوفان نوح نگارش می یابد : ( نوح مردی عادل بود ودرعصر خود کامل، ونوح با خدا راه میرفت ... زمین به نظر خدا فاسد گردیده وزمین ازظلم پرشده بود ، خداوند به نوح گفت : انتهای تمامی بشر به حضورم رسیده است زیرا که زمین به سبب ایشان پرازظلم شده است واینک من ایشان را بازمین هلاک خواهم ساخت پس برای خود کشتی بساز... زیرا که من طوفان آبرا برزمین می آورم تا هرجسدی راکه روح حیات دران باشد اززیرآسمان هلاک گردانم وهرچه برزمین است خواهد مرد، لکن عهد خودرا باتو استوارمیسازم ، پسرانت وزوجه ات وازواج پسرانت با تو، وازجمیع حیوانات ازهرذی جسدی ، جفتی ازهمه به کشتی درخواهی آورد تابا خویشتن زنده نگهداری ، نروماده باشد ، ازپرنده گان به اجناس آنها وارزبهایم به اجناس آنها وازهمۀ حشرات زمین به اجناس آنها ، دو دو همه درنزد تو آیند تازنده نگهداری وازهرآذوقۀ که خورده شودبگیر ونزد خود ذخیره نما تابرای تو وآنها خوراک باشد پس نوح چنین کرد وبه هرچه خدا امرفرمود عمل نمود ( با یبل فصل پیدایش / باب ششم / آیات 9 تا 22 ) درباب هفتم همین فصل آمده است : (خداوند به نوح گفت : تو وتمامی اهل خانه ات به کشتی درآئید زیرا تورا دراین عصر به حضورخود عادل دیدم ، نوح ششصد ساله بود طوفان آب برزمین آمد وباران چهل شب وچهل روزبرروی زمین بارید ... تا آنکه همه کوهای بلند که زیر تمامی آسمانها بود مستورشد ، پانزده ذراع بالاتر آب غلبه یافت وکوها مستورگردید وهرذی جسدی که بروی زمین حرکت میکرد ... همه مرد ونوح با آنچه همراه وی درکشتی بود فقط باقی ماند وآب برزمین صدوپنجاروز غلبه می یافت( بایبل فصل پیدایش / باب هفتم / آیات اول تا بیست وچهارم ) درمورد توقف طوفان وفروکش کردن آب وبرآمدن زمین اززیر آب آمده است : ( خدا بادی برزمین وزانید وآب ساکن گردید ... درسال ششصد ویکم (یعنی درششصد ویکسالگی نوح ) در روزاول ازماه اول ، آب ازروی زمین خشک شد آنگاه خدا نوح را خطاب کرده گفت : ازکشتی بیرون شو ... هرذی جسدی را ازپرنده گان وبهایم وکل حشرات خزنده برزمین با خود بیرون آور، تا برزمین منتشرشد ه درجهان باروروکثیرشوند (با یبل فصل پیدایش / باب هشتم / آیات 1، 13، 15 تا 20 ) حضرت نوح که پس ازطوفان وآغاز زنده گی مجد د بروی زمین سه صد وپنجا ه سال زنده گی کرده بود روزاول ماه اول ششصد ویکسالگی نوح علیه السلام که آب ناشی ازطوفان فروکش نموده زمین قابل زیست گشته بود به احتمال قوی این روز اول سال را بنام نجات ازطوفان خدا تجلیل نموده به مرورزمان این تجلیل بنام های دیگری مطابق شرایط زمانی ومکانی به تجلیل گرفته شده وتا امروزادامه یافته است مثل تجلیل روزاول ماه اول سال میلادی (جنوری) بنام تولد عیسی مسیح ، بزرگداشت روزاول ماه اول سال قمری (محرم) بنام روزهجرت پیامبراسلام ازمکه به مدینه ، تجلیل ازروزاول ماه اول سال خورشیدی (ماه فروردین یا حمل) بنام نوروزوامثال آن . آثاروعلایم مشخصی که نوع زنده گانی آدم های قبل ازطوفان ویا شیوه های زیست وزیستگاه آدم های پس ازطوفان نوح را تازمان ابراهیم علیه السلام به وضاحت نشان بدهد دردست نیست اما بعد ازان که براساس رهنمود های پیامبران وانبیا علیهم السلام زنده گی اجتماعی وهمکاری های متقابل بین آدم ها بوجود آمده ازحالت آدمیت به حالت انسانیت گام نهاده اند که آثار وادوات تاریخی صامت وگویا بازتاب دهندۀ واقعیت های زنده گانی ابتدائی انها میباشد اما ازآغازحیات بعدازطوفون نوح تا دوهزاروسه صد سال قبل ازمیلاد که دوران پیامبری جضرت ابراهیم است ، زمان به سال،ماه ،هفته ،روز، ساعت ، دقیقه وثانیه تقسیمات نگردیده بود ممکن ازطلوع خورشید تا غروب آن رابنام (روز) وفاصلۀ زمانی غروب آفتاب را تا طلوع مجدد آن( بنام شب) یاد میکرده اند باوجود آن نسبت سروکار داشتن با گله داری وکشاورزی بین زمستان وبهاروتابستان فرق قایل بوده اند ، ختم سردی وبرودت هوارا ازقطع برف ویخبندان وتابش بیشترحرارت خورشید تشخیص مینمودند وآغازین روزهای گوارای پس ازختم سردی هوارا با شادمانی وهیاهو استقبال مینموده اند ، آنهائیکه با استفاده ازنباتات روئیده اززمین بعضی ازحبوبات مفید قابل خورش را اهلی ساخته کشت وپرورش وحاصل گیری ازآنرا تحت کنترول خود آورده بودند روزهای خوشگوارسال نورا بنام زمینداران ودهگانان تجلیل مینمودند که باگذشت زمان روزهای جمع آوری حاصلات زمین را نیز درصورتیکه بیشترازحد معمول بدست می آوردند هرگروه با شرکای خویش بصورت جداگانه درختم برداشت حاصلات زراعتی شان جشن وشادمانی مینمودند . پس ازشکل گیری اداره عامه بنام حکومت یارهبر که بعقیدۀ بعضی ها از زمان ابراهیم ع ( 800 سال قبل ازموسی یا دوهزار وسه صد سال قبل از عیسی مسیح یعنی 4300 سال پیش ازامروزدرقالب اعتقادات توتومیزم ، رب النوع پرستی ویکتا پرستی رواج یافته است ، تورات نشان میدهد که حضرت موسی یکهزاروپنجصد سال قبل ازمیلاد بصفت پیامبریهودیان و یکتا پرستان ظهورنموده ویهودیان راکه مدت 400 سال درقلمرو فرعون ها ی مصرامروزی ( امپراتوران مطلق العنان مصر) بقسم برده (غلام وکنیز) میزیستند به عنایت وحمایت خدا لشکرفرعون را به شکست مواجه ساخته یهودیان را ازمصر خارج وبه سرزمین اطراف یوروشلیم (بیت المقدس) متوطن ساخته است که (این قصه درتورات وقرآن به تفصیل آمده است ) . درکتاب مقدس مسیحیان رهنمود های فراوانی برای استفاده اززمین وحاصلات آن ، مالیه دهی به حکومت ، تنظیم امورزنده گی وامثال آن به وجه بهترو قا نونمند ابرازگردیده است .قبل ازمیلاد مسیح گاه شماری وتشخیص ساعات روزوماه وسال هم آهنگ وجود نداشته ودربسیاری ازمنا طق جهان وزیستگاه انسانها حتی فکرگاه شماری نضج نیافته بوده است ، دراین دوران مردم وآدم ها مبداء کارهای خودرا منوط به تغیر و دیگرگونی های طبیعت میدانسته اند وحتی شمارش را یاد نداشته اند مثلا ًوقتی میخواسته اند فاصلۀ زمانی را بیان نمایند میگفته اند فلان آدم زمانیکه زمستان ویخبندان شدید باعث نابودی گله های گوسپندان شد زنده بود وامثال آن ، بعد ها فرمانروایانی بنام خاقان ، امپراتور،قیصر، سلطان ، شاه وغیره ظهور نموده مرد ان تحت فرمان خودرا وادارکرده اند که مبداء حیات خود را از زمان به قدرت رسیدن رهبرزیستگاه شان درنظر بگیرند که رعایا چنین کرده اند . استفاده ازفاصلۀ زمانی برای بازگو نمودن عمریکنفر یا کدام واقعۀ مهم درروستا های افغانستان که ازنعمت سواد برخوردارنشده اند هنوز مروج است مثلا ًازیک شخص مسن پرسیده شود که چند ساله است میگوید مادرم میگفت تودروفت پاد شاهی امان الله خان کلان بچه بودی باتبر چوب میده کرده میتوانستی ویا میگوید درسال قحطی که دریارا یخ زد ه بود تو همسال بچۀ همسایۀ ما بودی که پسانها وقتی ریش وبروت کشید ه وهنوز زن نگرفته بود که مارگزید ومرد ، پس ازظهور اسلام درسال 611 میلادی اعراب قریش با آنکه با تقلید ازمسیحیان روزتولد حضرت محمد پیامبراسلام رامبداء تاریخ قرار میدادند حد اکثرمردم بنا به عنعنۀ باستان فاصلۀ زمانی را براتکای واقعات مهم طبیعی وتاریخی محاسبه مینمو دند دربعضی ازنوشته های مذهبی وتاریخی آمده است : وقتی عمرالفاروق عهده دارخلافت بود برای اینکه به مالیه دهنده گان ظلم نشود وعدالت مانند نورآفتاب بتابد دستورداد که آغاز وانجام انچه که سال گفته میشود تعین گرد د ، هریک ازاهل مجلس یک یک ازواقعات مهم درجنگ بین مسلمین ومشرکین را بحیث مبداء تاریخ وسال پیشنهاد نمودند وحضرت علی تاریخ هجرت حضرت محمد ازمکه به مدینه را ، پیشنهاد کرد که پس ازشوروبحث همین پیشنهاد پذیرفته شد ه فیصله بعمل آمد ، بعد ازان ماه محرم نسبت قرار داشتن درآخرین زمان ادای مراسم حج بیت الله بعنوان مبداء سال قمری ومبداء تاریخ قرار گرفت که محاسبۀ آن ازماه محرم تا 12 ماه یکسال قمری میشود که نوشتن سال قمری ومبداء تاریخ قرار دادن آن درتمام قلمرو اسلامی وکشورهائیکه به دین اسلام گرویده بودند مروج گردید ،بعضی نویسنده گان ایرانی به شکل افسانه بیدون ذکرتایخ وزمان نوشته اند که ماه محرم تازمان آغازسلطنت پهلوی درایران (فارس) مروج بود رضا شاه پهلوی آنرا تغیرداد بعوض آن اول فروردین ( ماه حمل) رامبداء تاریخ هجری خورشیدی قرار داد . عقاید مردم دربارۀ نوروز

زردشتی ها معتقد هستند که آفریده گارعالم ، کائینات را درشش روزآ فرید و آدم آخرین آفرینش او است واین مصادف به اول فروردین " ماه حمل " بود که سال قبل ختم وسال جدید آغاز میگردید ازاین سبب انرا نوروز یعنی روزنو مسمی کردند وبه حرمت آفرینش آدم وعالم کائینات که دراول فروردین خاتمه یافت آنرا گرامی میدارند وازان تجلیل بعمل می آورند همچنان زردشتی ها معتقد اند ده روز قبل ازآ غازنوروزفروهرهایعنی ارواح پاک انسان های متوفی ازآسمان بزمین فرود می آیند ومهمان خانواده های خود میباشند وروز نوروزدوباره به مکان مستقرقبلی شان به آسمان رجعت میکنند ازاین سبب این ده روزاخیرماه حوت را وقت دعا ونجوا میدانند .مسلما ن ها معتقد اند : که درشب های جمعه وشبهای عید وبرات ارواح متوفا ازاعضای خانواده ودوستان شان امید میکنند که برای عفو گنا هان شان بدرگاه خدا دعا ونجوا بکنند ومرده هارا فراموش نکنند ازاین سبب همیشه ختم قرآن ودعاخوانی برای متوفی ها شب های جمعه وعید وبرات صورت میگیرد .                                                                     مردمان آسیای مرکزی ، روسیه واروپای شرقی هرسال دریکروزمعین ماه حوت به دیدارقبرعزیزان شان به قبرستان ها میروند وبالای قبردوستان وعزیزان خویش دسته های کل ویا خوشه های گل میگذارند ومعتقد اند که این عمل آنها سبب خوشنودی ارواح متوفی درسال نو میشود واین موضوع شکل تغیر یافتۀ طرزتلقیات رزدشتی ها به نظرمیرسد .

اهل تشیع معتقد اند : امام علی ابن ابی طالب روزی که به مسند ولایت انتخاب گردید روزاول فروردین بود ، روزتولد امام علی نیز اول ماه فروردین بود به این اساس اول فروردین نزدمسلما نهای شیعه مذهب روزخاص وپرابهت شمرده میشود که دراول هرسال بنام نوروزآنرا تجلیل مینمایند .

مولانا محمد باقرمجلسی مؤلف بحارالانواربه نقل ازامام جعفر، اول ماه فروردین را روزفرخنده وروزآفرینش آدم قلمداد نموده است درعهد صفویان درفارس وقلمرو آن علما ومبلغان مذهبی به دستوروی دربزرگداشت ازروزنوروزتوظیف شدند واول حمل یا فروردین را بحیث آغازسال جدید میمنت واستقبال ازان را معادل احترام به مقد سات صواب وپرثواب وانمود ساختند .

ایرانی ها طبق اعتقادات استوره یی میگویند جمشید پادشاه وقتی پس ازپیروزی برستمگران برتخت طلائی نشست روزاول فروردین (حمل) بود مردم اورا با تختش به شانه برداشتند واطرافیان او به شاد مانی ورقص پرداختند ودپ وچنگ نواختند .دپ اولین آلۀ صدا دار ریتمی است که درزمان حضرت ابراهیم بین یهودیان رواج داشت( درنوشته های تاریخی اولین سازندۀ دپ ، کاغذ وباروت چین قلمداد شده است) رعایای جمشید که قبل ازطلوع افتاب اورا باتختش برشانه گرفته به قصد رفتن ازدماوند به شهربابل درنزدیک بغداد حرکت نموده بودند وقتی به جائی رسیدند که شعاع آفتاب بر روی جمشید تابید وآنرا مردم نجات ازشب وحلول روزنویعنی نوروزنامیدند واین مصا د ف به اول حمل بود ، طبق روایات اسطوره یی گفته میشود جمشید برای ملاقات بامردمان تحت فرمانش بخلاف اسلافش که یک هفته را برای ملاقات دراول سال تخصیص میدادند یکماه را برای دید وادید با مردم مختص ساخت تا بارعیت خود بیشتر رابط داشته ودرد دل نماید وعرایض ایشان را بشنود ودرتامین عدالت ازگفتارانان استفاده نماید واین علایم عدالت محسوب میگردد ، فردوسی طوسی شاعردربارسلطان محمود غزنوی تورک تبارکه شهنامه را بعنوان شاهنشاهی وی سروده است میگوید :( به جمشید بر، گوهرافشاندند + مرآنروزرا روزنو خواندند----- چنین جشن فرخ ازین روزگار+ بمانده ازان خسروان یاد گار) فردوسی که منظورش تمثیل بزرگمنشی جمشید پادشاه بود ه دراین شعرچنان وانمود کرده است که گویا جشن نوروزی یاد گارابتکاری وترویجی او است درحالیکه مطالب اسطوره یی نشان میدهد که قبل ازجمشید نیز مردمان کشورها درآسیا وسرزمین دیگر روزی را بنام اول سال تجلیل مینمودند مؤرخین افغانستان نوشته اند : برای اولین بارپا د شا ه بخدی (بلخ باستان) درشمال افغانستان امروزی (که تاسال1933 بنام تورکستان مسمی بود ) روزاول آغازین ماه سال نورا (که طبق تقویم حاضرمصادف به اول حمل میشود)بنام نوروز بهاری یاد نموده وآنرا به جشن سالانۀ مربوط به آریائی ها میدانند که بحیث بومی های منطقه درسرزمین بخد ی ومناطق شمال وغرب آن میزیسته اند وبعداً درسایرنقاط تا حوزۀ هند پراگنده شده اند ، درتاریخ آریانا آمده است تحقیقا تیکه بیشتر مورد موافقت دانشمندان قرارگرفته روشن میسازد که مهد آریا ن یا آریائم وائیگو درحوالی پامیروسرچشمۀ دریای آمو بوده است که سه هزارسال قبل ازمیلاد میزیسته اند ، بخدی قدیمی ترین گهوارۀ نژاد آریائی میباشد که انها اززنده گانی قبایلی وکوچی گری کناره گرفتند به سیستم ادارۀ منظم روی آوردند که دران زمان بخدی کشوری با بیرق های بلند خوانده میشد ، آریائی ها علاوه برجشنها وسرود های مذهبی برای فصول سال نیزجشن هائی داشته اند ، خاندان سلطنت بخدی عبارت از( پارا د ات ها یا پیشد ا دیان ، کاویانی ها ، خاندان کاوه یا کیانی واسپه ها بودند ) پارا دات ها که ترجمۀ آن پیشد ا دی ها میباشد نخستین خاندان سلطنتی بخدی وبلخ باستان است دراویستا آمده است برای اولین بارمشروب ازعصارۀ نبات معروف بنام سوما یا هوما که درکوهستا نا ت متعلق به بلخ باستان میروید ساخته شده است ، جشن نوروزی ازیادگارهای پادشاه بلخ باستا ن است که افسانه سرایان آنرا جمشید مسمی کرده اند ،پس ازپارادات ها کاوه کواتا دربخدی به مسند شاهی نشسته است که افسانه سرایان آنرا ( کیقباد نام گذاری نموده اند)پس ازاین دوخاندان دراویستا نام پاد شاهانی ذکر شده است که درآخرنام شان اسپ یا اسپه بقسم پسوند استعمال شده است ازاین سبب انهارا خاندان اسپه ها گفته اند که اولین پاد شاه اسپه ها دربلخ باستان ( اوروت اسپه )یادشده است که اودوپسر بنام ویست اسپه وزری واری داشت که ایرانی ها ویست اسپه را گشتاسب نام گذاری نموده اند ، عصرزردشت وویست اسپه هزارسال قبل ازمیلاد بود ، زردشت به خاندان شاهی بلخ باستان تعلق داشت دراویستا نام او(زرا توشترا و لقبش سپنتمان یا د گرد ید ه ، پدرش (پروشوسپا و جدش پیتر اسپه وجد بزرگش هیجا تا سپا ) تذکاریافته است ازنام اجداد زردشت معلوم میگردد که اوبه خاندان اسپه تعلق داشته است ، زراتوشترا پسریوروشوسپا که بعضی ها اورا ( زرتشتر، زردشت ) نیز نوشته اند کیش نوی را ایجاد نمود با قوانین خود درتقویه روح ونیروی مادی ومردمی آریانا کمک کرد ، آنهائیکه زرراتو شترا (زردشت ) را متعلق به فارس یا ایران امروزی میدانند باید گفت هستا سپا پدر داریوش پنجصد سال بعد از زردشت زنده گانی داشته واین هستا سپا رئیس یکی ازقبیله های فارس بوده که به سلطنت نرسیده اماهستا سپا دربخدی یا بلخ باستان پاد شاه وبه قولی شاهنشاه بوده است ) . درنوشته های تاریخی دیگرآمده است : منشاء تجلیل ازاول سال ، یکهزارسال پیش ازمیلاد سرزمین بخدی {بلخ باستان} مرکزآریانای قدیم بوده است ، بعد ها تجلیل جشن نوروزی با تاریخ کهن آن درتمام سرزمین آسیای امروزی که بیشتر ازسه میلیا رد نفوس جهان را به آغوش خود جای داده رواج یافته است وبعد ازآغازمهاجرت ها ازیک منطقه به منطقۀ دیگروازیک قاره به قارۀ دیگر( که عوامل آن تکثر وتکاثف نفوس ، تغیرات مدحش درطبیت ومورفولوژی ، قلت خوراک انسانها وحیوانات انگیزه یی برای جنگ وداوم آن بوده است) آسیائی تبارها درهرقاره یی که سکنی پذیرگردیده اند کلتورآسیائی وآریائی خودرا باخود برده ودرآغاز درمحدودۀ خاواده خود وخویش وتبارآسیائی خویش مورد احترام واستقبال قرارداده اند که به مرورزمان نسبت مرغوب وخوش آیند بودن کلتورشان دربین مردمان قاره های دیگرنیز رواج یافته است گفته میشود امروزکه درتمام پنج قارۀ جهان بیشترازیکصد میلیون آسیائی تبارزنده گی مینمایند تمام رسومات نوروزرا مثل ( هفت میوه ، خانه تکانی ، گشت وگذار بالای سبزه ها ، پختن سبزی چلو درشب نوروز، تهیه وارسال ماهی جلبی ازخانۀ داماد به خانۀ عروس وامثال آن را درمعرض اجرا قرار میدهند ازاین سبب میتوان گفت که امروزتجلیل ازنوروزنه تنها مختص ومنحصر به افغانستان ، ایران وآسیائی تبارها است بلکه مربوط به تمام دوستداران نوروز درپنج قارۀ جهان است . نوروز درافغانستان : درتاریخ آمده است که درزمان سلطان حسین میرزا بن غیاث الدی منصوربن میرزابایقرا بن عمرشیخ بن امیرتیموراوزبیک تبارکه درسال 1468 میلادی درهرات اعلام پاد شاهی کرد که قلعۀ اختیارالدین درهرات ارگ شاهی اوبود سلطان حسین میرزا بعدا بنام جدش ( بایقرا) شهرت یافت که درتاریخ بنام سلطان حسین بایقرا تذ کاریافته است ، سلطان حسین بایقرا پسرش بدیع الزمان را حاکم بلخ مقر نمود وامیرعلی شیرنوائی را به صفت وزیردرباروفرهنگ مؤظف ساخت درهمین زمان بود که درتورکستان زمین آن زمان شایع شده بود که تابوت حضرت علی ابن ابی طالب درکوچۀ یاد گاربای پیداشده است سلطان حسین بایقرا دستور صادرنمود جائیکه تابوت پیداشده عمارت قشنگ بالای آن اعمار گرد د که عمارت فعلی اعمارشده بنام روضۀ شریف مسمی شد و شهری که دراطراف روضه ساخته شد به آن مزارشریف نام گذاشتند ازهمان آوان تا امروز نوروزدرافغانستان روزاول حمل با برافراشته شدن جنده درجوارآرامگاه علی ابن ابی طا لب درشهر مزارشریف آغازگردیده ومدت چهل روزجشن نوروزی درانجا برپا میبا شد که دراین مدت هزاران نفر ازداخل وخارج به این جشن می آیند ومیروند جنده وتوغ واژۀ اوزبیکی است که ، بیرق و درفش معنی دارد ، بعضی ازنویسنده گان که معنی جنده را نمی فهمیده اند درنوشته های شان جنده را جهنده وتوغ را بصورت تغ نوشته اند که نادرست است ، یک واژۀ مربوط به یک زبان شاید به زبان دیگر دارای معنی خوب ویا بد باشد مثلیکه واژۀ جـنـد ه به زبان بعضی ایرانی ها بمعنی روسپی وفاحشه است ازاین سبب ایرانی تبارها آنرا ژنده مینویسند تا ازیکطرف واژۀ جنده رابزعم خویش معجم بسازند وازطرف دیگرازتفهیم معنی جنده که فکرمیکنند معنی نامطلوب است دوری بجویند ، مثال دیگر: درزبان هالندی کوس بمعنی بالشت ، جراب ساقدارِو بوسه میباشد درحالیکه بزبان فارسی معنی دیگر دارد که نویسنده حق ندارد فهمیده ویا نافهمیده آنرا تغیربدهد وآنرا بشکل قوس یا لوس وامثال آن بنویسد واصل واژه را دیگرگون نماید ) .                                                جشن نوروزدرمناطق مختلف افغانستان برگزارمیگرد د مثلا ًدرکابل ( درکارتۀ سخی ، منده یی ،خواجه صفا ، کاریزمیر، شاه شهید ، شهدای صالحین ) باتجمعات مردم ، همراه با آوازخوانی ها تجلیل میگرد د ، درکارتۀ سخی ومنده یی توغ وجندۀ نوروزرسماً ازطرف شخصیت عالیمقام دولت برافراشته شده سخنرانی های سیاسی ، مذهبی ، مدنی وتبلیغاتی صورت میگیرد .       جشن نوروز درهرات درمناطق( پل مالان ، تخت سفر، گاذرگاه ودربعضی ولسوالی های آن با تجمعات مردم روزنوروزجشن گرفته میشود زنان دپ ودایره میزنند ومردان سازوسرودمروج محیطی را به کار میگیرند ، جوانان بعضاً به توپ بازی وکشتی گیری نیز می پردازند ، درقندهار ( دراطراف خرقۀ مبارک ، با با ی ولی ، تفریگاه شهرقندهار بنام تفریگاه ارغنداب) مردم جمع میشوند یکروزرا با جش وسرور میگذرانند وجوانان به بازی های محلی مثل خوصک ، توپ بازی ، اتن وغیره می پردازند درولایت دیگرافغانستان مطابق به شرایط محیطی خود جشن نوروز را تجلیل مینمایند که شرح آن باعث تطویل کلام میگرد د .

نام گذاری ماه وسال : پس ازتشکیل ادارۀ عامه که دررأس آن یک فرمانروا قرار داشته است نام گذاری سال وماه برای اجرای عدالت بمیان آمده است تا تا دیات ما لیات به حکومت وتا د یا ت اجرت برای انجام کاری برای انجام دهنده آن درفاصله زمانی معین معلوم باشد ودرعین زمان روزهای خاص مثل نوروز، روزاستقلا ل ایام عید مذهبی وامثال آن مشخص گرد د . ابوریحان البیرونی خوارزمی نوشته است : ریشه نام گذاری سال وماه به اقوام تورک مربوط میشود ، تورکهای ابیغوری برای هرسال تا 12 سال نام حیواناتی را انتخاب نمودند مثل ( چیچقان ، پاده ، یولبرس ، تاوشقان ، بلیغ ، ایلان ، آط ، قوی ، میمون - تاوغ ، ایت ، دونغوز ) که دیگران آنرابه عربی وفارسی ترجمه کرده اند مثل ( موش ، گاو ، پلنگ ، خرگوش ، نهنگ ، مار ، اسپ گوسپند ، میمون ، مرغ ، سگ ، خوک ) این نام ها درهرکشوربه زبان رسمی اش ترجمه ومورد استعمال قرار گرفته است ، شاعری نام حیوانات را به ترتیب درچهار مصرع شعرگنجانیده است تا به حافظه سپردن آن آسا نترشود( موش وگاو پلنگ وخرگوش شمار+ زین چهاربگذری ، نهنگ آید ومار--- آنگاه به اسپ وگوسپند است حساب + میمون ومرغ وسگ وخوک شمار) علاوتاً به 12 ماه نیزنام های مشخص گذاشته شده است مثل ( قوزی ، پا د ه ، ایگیز ، بیش ایا غ ، یولبرس ، سنبل ، ترازو ، چیان ، اوقیای ، اوغلاغ ، قوغا ، بلیغ ) که این ماه هانیز به عربی وفارسی وسایر زبان ها ترجمه شده مو رد استعمال قرارگرفته است مثل ( حمل ، ثور وغیره) زنده گی پنجروزه به چه معنی است؟ دربلخ باستان ، خراسان قدیم ، ماد وفارس وآسیای مرکزی درروزگارباستان ( پنجروز اخیرهرسال) به دستور خاقان وشاه ، افراد مؤظف ادارۀ امور شهر برای پنجروزازوظیفه دست میکشید ند وجای آنهارا افراد کاردان ازمردم عادی به عهده میگرفتند وبه اجرا آت آغازمینمودند ، دراجرا آت پنجروزه بعضا ًبه ابتکاراتی دست میزدند که به حال رعایا بسیار مفید تمام میگردید وبعد ازختم ا قتد ا رپنجروزۀ آنها که مامورین اصلی دوباره به وظیفۀ برمیگشتند ابتکارعمل آنهارا تعمیم بخشید ه آنرا ترویج میکردند واین مبتکرین مؤظف پنجروزه از طرف دربار شاهی مورد ستایش وپاداش قرار می گرفتند این فرمان روائی پنجروزه را ( میر نوروزی ) میگفته اند ، حافظ شیرازی این قصۀ فولکلوریک را به وجه شایسته دراین شعرخود تمثیل نموده است (سخن درپرده میگویم ، چوگل ازغنچه بیرون آ + که بیش ازپنجروزی نیست حکم میرنوروزی ) .

اعـتـقـا د ا ت مردم : آسیا ئی تباران درزمان باستان وقتی آفتاب غروب میکرد فکر میکردند که آفتاب امروزمرد ، فردا آفتاب دیگربجای آن ازخاورزمین روی آسمان می آید وجهان را نورانی مینماید ، نباتات را رشد میدهد وحاصلات را پخته میکند .آغازهرسالیکه با خرمی وتازه گی جای سرما وبرودت را میگرفت آنرا زنده شدن جهان پس ازیک کرختی چند ماهه میشمردند وازآن استقبال میکردند ودرزمانی که درختان به شگوفه مینشست وزمین را سبزه ها به قسم فرش زمردین میپوشانید به رقص وپای کوبی می پرداختند که این عمل گاهی باشرکت اهل خانواده ویاران نزدیک شان وگاهی باشرکت بیشترخانواده ها به حد ساکنین یک منطقه تجلیل میگردید . خاقان وشاه دراول هرسال برخی ازمنصوبین امور را ازوظیفه یی به وظیۀ دیگرتوظیف مینمود، درچنین روزی علما وحکما به دربار شاه وخاقان با تحفه وهدایا ی لازم و مناسب حضورمی یافتند ، وقتی شاه یا خاقان برای ملاقات با مدوعین ازحرم سرا به محل تجمع مهمانان حرکت مینمود ازطرف منادیان با آوازبلند به منتظرین مژده داده میشد که آماده باشند رهبرخجسته خصال شان حضورمی یا بند وقتی چند قدم به ورود شاه یاه خاقان به محل تجمع میماند سورنا زده میشد ومردم به پا میخاستند وازرهبرشان با پا شیدن گلبرگ ها استقبا ل مینمودند وکف میزدند حینیکه او به تخت خاص نوروزی که با گل های رنگارنگ وسبزه ها مزین شده بود قرارمیگرفت حضارهرکدام به ترتیب باعرض احترام سال نورا تبریک میگفت ودعا میخواند که محتوای کلی دعاهای آنها به این جملا ت خلاصه میشد ( سعادت به خاقان ، آرامش به رعا یا ، فراوانی غلات وحاصلات زراعتی ) هرکدام ازحضارپس ازعرض تبریک ودعا ، تحفۀ خودرا به رهبرشان تقدیم مینمود ند که ازطرف مؤظفین گرفته شده درجای معین گذاشته میشد درختم تقدیم تحایف مدوعین شاه یا خاقان با استقبال ازحضار وعظ ونصیحت خود را شروع مینمود ودرختم کلام به دستوراو تحایف تهیه شده ازطرف درباررا به علما وحکما وبزرگان رعایا تقدیم وتوزیع میگردید ودرحین تقدیم تحفه ، هریک را بنام میخواند وازعملکرد آنها به نفع دربارورعیت او منت داری وشکرگذاری مینمود وآنروزبا همۀ آنها طعام سلطنتی را یکجا صرف میکردند واین افتخاری برای علما ، حکما وبزرگان اقوام بود که تاسال دیگردرخدمت وی بحیث خادمان خوب وصادق باقی میماندند . غسل وکالاشوئی پیش ازرفتن به نزد بزرگان : درزمان باستان درسرزمینی که امروزقارۀ آسیا گفته میشود بعضی شا ها ن وخاقان دراول سال به رعیت خود اجازه میداد ازهرچند صد خانواده یکنفربه نماینده گی کل به دربارشاه (خاقان) بیایند با رهبرشان عرض وحال نمایند وسخنان اورا بشنوند ، آنهائیکه به مصلحت قبیله خود آما دۀ رفتن به نزد خاقان میگشتند طبق عنعنۀ میراثی که ازسلف خود داشتند پیش ازروزموعود به آب دریا ویا آب جوی خود می شستند کالای نو ویا کالای شستگی خودرا میپوشیدند ، حتی بعضی ها آب شیرین نباتات مثل نیشکر، انگورومیوه های شیرین دیگررا جمع نموده باروغن مخلوط مینمودند وآنرا به روی وبدن خود می مالیدند وفکرمیکردند که روغن بوی نامطبوع بدن را گم میکند وازمریض شدن مصؤن نگهمیدارد ، وبعضی ها دانه های اسپند را دود میکردند تا خوشبوی شوند ، موسی کلیم الله که 1500 سال قبل ازمیلاد مسیح به پیامبری مبعوث شده بود به پیروان خود دستورد ا د : وقتی به عبادت ویا نزد بزرگان میروید خودرا پاک بشوئید تا پاک ونظیف باشید ، درتورات آمده است : (خداوند به موسی گفت نزدقوم برووایشانرا امروز وفردا تقدیس نماوایشان رخت خود را بشویند ودرروزسوم مهیا باشند پس موسی ازکوه نزد قوم آمده قوم را تقد یس نمود ورخت خودرا شستند وبه قوم گفت روز سوم حاضرباشید وبه زنان نزدیکی منمائید ( تورات : فصل خروج / باب 19 / آیات دهم ، چهاردهم و پانزدهم ) . مردمان درهر کشورجهان امروزی نیزهرگاه قرار باشد که جائی بروند قبل ازرفتن غسل میکنند ، آرایش وپیرایش مینمایند وحتی عطر وپودربه خود میزنند لباس نو ویا لباس شستۀ خودرا میپوشند وهمچنان زمانیکه خواسته باشند به عبادت گاه بروند نیزبا طهارت ونظافت میروند ، درشریعت اسلام نیز آمده است( النظافت جزءالایمان ) ..                               هفت سین درنوروز: دربعضی خانواده ها درافغانستان ، کشورهای آسیای میانه وایران که دربرخی موارد کلتور وفرهنگ شان با کم وبیش تفاوت با هم همانند است درمورد تهیۀ هفت میوه بنام هفت سین نظرات هم آهنگ وجود ندارد بعضی ها میگویند هفت سین بمعنی هفت پطنوس است که درزمان باستان درشرق دورروزتجلیل ازنوروزواول سال به آن هفت قسم میوه را گرفته روی دسترخوان میگذاشتند تا آنهائیکه به تبریکی می آیند ازان تناول نمایند ودلیل می آورند که معنی ( سین ) چین است چنانچه حدیث شریف است ( اطلب العلم ولوکان فی السین ) وگفته میشود چین که ازباستان تاحال درساخت وسازلوازم کارآمد مهارت خوب داشته است ظروف کوچک مستطیل شکلی را برای میوه گیری وگیلاس چای ویا گیلاس آبخوری گذاری ساخته به بازار عرضه نمود که استفاده ازان درایران بسیارمروج شده بود واین ظرف که درافغانستان پطنوس گفته میشود ایرانیها آنرا سینی میگویند که چینائی معنی میدهد ، سینی یعنی ظرف چینائی ،عده یی معتقد اند که تهیۀ هفت میوه در روزنوروزکه حرف اول آن با { س } شروع شود ثواب دارد وخوردن آن به صحت نیز مفید است وآن به شرح آتی است : ( سبزی ، سیر، سنجد ، سماروق ، سمنک ،سرکه ، سیب ) .                                                                     سبزی -- نشانی ازحلول بهارورویش سبزه ها ومژده یی ازآغازفصل گل وشگوفه ها پنداشته میشود .                                                                                                  سیر -- نشانی ازاستواری جسمانی وآمادۀ کار شدن تلقی میگرد د .                              سنجد -- نشانی ازمتنوع المزاج بودن است وقتی به سنجد نگریسته شود پوستش سرخ ، مغزش سفید وتخمش ابلق رهدارمیباشد سماروق -- نشانی ازچتر حمایت طبیعت وخداوند درطول سال است ایرانی ها بیشتر سماروق را (قارچ ) میگویند .                                             سمنک -- نشانی ازحلول نوروزبا دیگر گونی های طبیعت میباشد .                              سرکه -- سمبولی ازحاصل بهارکه باهمه خوبی هایش ممکن خرابی هائی را درپی داشته باشد سیب -- سمبولی ازهمنوائی ونشانی ازآرامش قلب ونمادی ازازتکامل تضاد ها تلقی میشود تبصیری که باتفسیرمختصردرباب هفت سین نوشته شده همیشه ودرهمه جا یکسان نیست ومختلف است این هفت میوه را یکروزپیش ازنوروزدرظرفی بزرگ با آب نیم گرم خیس میکنند وروزنوروزروی سفره میگذارند تا آنها ئیکه برای تبریکی به خانۀ شان می آیند ازان تناول نمایند . هفت شین نوروزی: میگویند قبل ازظهوراسلام روزنوروزیا اول سال هفت قسم مواد را تهیه نموده روی سفره میگذاشته اند ودرجملۀ آن شمع وشانه نیزوجود داشته است حتی پس ازظهوراسلام نیزاین هفت شین دورازنگاه محتسب تهیه وروی سفره نهاده میشده است که بعضی شاعران نامعتقد به قیودات مذهبی اشعار فراوانی درمورد تهیۀ هفت شین وتوصیف شراب وهمنشینی با مهرویان سروده اند که به ارتباط هفت شین چهار مصرع شعربه این شرح نگاشته میشود ( روزنوروز درزمان کیان + مینها د ند خسروان جهان --- شهد وشیروشراب وشکرناب + شمع وشمشاد وشانه اندرخوان ) .                                                                 هفت میوۀ نوروزی : درولایات شمالی ، غربی ، شرقی ، مرکزی وکابل پایتخت افغانستان ازروزنوروزاستقبال شا یا نی صورت گرفته قبل ازروزنوروزهفت قسم میوه خشک را تهیه وآماده میکنند وروز نوروزروی سفره میگذارند تا دوستان وخویشاوندان شان که برای عرض تبریک به خانۀ شان می آیند تناول نمایند ، تهیۀ مواد مختص نوروزی بعنوان هفت سین وهفت شین به استثنای خانواده های مختصر با ارزش تلقی نمیشود ومعمولا ًهفت قسم میوه خشک تهیه نموده بعضا آنرا درظرف کلان درشب نوروزبه آب ترمیسازند و روزنوروزآنرابه دوستان شان که به خانۀ شان می آیند عرضه میکنند . درایران علاوه برتهیۀ میوه هفت سین درهرخانه یک یا چند ماهی سرخ رنگ را نیز ازفروشنده ها میخرند ودربین آب درظرف شیشه یی رهاکرده روی سفره یا میزغذا خوری میگذارند واین سمبولی ازتحرکات درسال جدید پنداشته میشود اما این عمل درافغانستان معمول نیست درولایات جنوب افغانستان نسبت استواری مردم به اعتقادات مذهب سنی حنفی تجلیل ازنوروزعمومیت ندارد .                                                         چراعد د هفت درتهیۀ میوۀ نوروزی انتخاب شده است ؟ طبق روایا ت عامیانه ( فولکلور) مردم دردورباستان معتقد بودند که آفریده گار عالم چیز های مهم را هفت هفت طبقه آفریده است مثل هفت طبقۀ آسمان وهفت طبقۀ زمین ویا هفت طبقه بهشت وهفت طبقه دوزخ وامثال آن .        درنزد یهودیان روزهفتم هرهفته وسال هفتم زمانه ها فرخنده ونیکو است درتورا ت آمده است ( خداوند کائینات را درشش روز آفرید وروزهفتم استراحت نمود ، شش روز کار کن روزهفتم استراحت نما وبازن وفرزندانت باش، زمین را شش سال بکار حاصلش را بگیر وسال هفتم آنرا نکاروحاصلاتش را بگذارپرنده ها وحیوانات بخورد .                                           درنوشته های مذهبی مسلمانان آمده است درشریعت اسلام دروقت ادای مراسم حج هفت بارگرد کعبه دورخوردن حکم شده است قرآن به هفت چیز مهم اشاره کرده است : مژدۀ نیک ، هوشدار بد ، قصه های پیغمبران ، پرهیز ازکاربد ، عادت به نیکوکاری، وعدۀ عذاب ، آسایش درآخرت ) دروقت ادای نمازهفت اندام باید به زمین چسپانیده شود : دو دست ، دو زانو ، پیشانی وبینی دروقت سجده ، پشت پای وسرین دروقت قعده ، کف پای دروقت قیام ) ( پایان قسمت اول)

روی کردها : تاریخ آریا نا یا افغانستان نوشته توروایانا

آرشیف ویاد داشت های شخصی

 Email Adres:> sasdolati@hotmail.com

--------------------

+ نوشته شده در  2007/3/23ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط جهان بین 

به مناسبت نوروز

سید احمد شاه دولتی فاریابی

---------------------------------------

( قسمت دوم )

نوروزبا تاریخ کهن وچهرۀ نوین

-----------------------------------------------------------

مراسم جنده با لا درشهرمزار شریف : درآغازمراسم جنده بالادراول حمل هرسال هزاران نفرازشهریان مزارشریف وسایرولایات افغانستان وحتی ازکشورهای همجوارآن برای زیارت وتما شا به شهرمزارشریف می آیند وچندساعت قبل ازبرگزاری مراسم برافراشتن جندۀ نوروزکه نزد عوام بنام جندۀ مولاعلی زبانزد میباشد درمحوطه وگرداگرد حصارمحفظۀ مرقد حضرت علی خلیفۀ چهارم مسلمانان که روضۀ شریف یاد میگرد د حضورمی یابند وبه اصطلاح جای خوش میکنند به نظرایشان بهترین جای درچنین روزمحلی است که هلهلۀ برافراشتن جندۀ مولا علی را ازنزدیک مشاهده نمایند( جنده یاتوغ واژۀ اوزبیکی است که بیرق ودرفش معنی دارد بعضی ها که آنرا جهنده ویا تغ نوشته کرده اند نادرست است).

درآغازمراسم ازطرف شخصیت های سیاسی مثل والی ولایت ویا کدام مقام بلند رتبه مثل وزیر، معاون ویا خود رئیس جمهوراگر درمراسم جنده بالا شرکت نموده باشد سخنرانی های سیاسی ، مذهبی ومدنی صورت میگیرد که سخنان مذهبی ومدنی بیشتردراطراف تاریخ وفلسفه استقبال ازنوروز، حسن اخلاق که بایست توده های میلیونی کشورمانند اسلاف شان به آن پایبند باشند وتلاش برای همزیستی مسالمت آمیزودست یافتن به یک زنده گانی بهترازطریق سعی وکوشش ومبارزه ومقابله علیه نارسائیها مطابق این شعر( من طریق سعی می آرم بجا + لیس للانسان الاما سعی ) تاکید میگرد د .

درگذشته ها هرخانوادۀ شهروروستا ی مزارشریف بنا به اخلاق عالی اجتماعی که داشتند آنهائی راکه بحیث زایروتماشاگربرای شرکت درمراسم جنده بالا ازمناطق دوردست ولایات کشورمی آمده اند به قسم مهمان به خانه های شان می برده اند ، رسم چنان بوده است : هرمسافریکه درآغازنوروزبه شهرمزارشریف وارد میشده اول به دست بوسی رئیس روضه میرفته است که درنزد اولیست طویلی ازساکنین مزارشریف وجود داشته که هرکدام نظربه ظرفیت خانه وتوان مالی اش بصورت داوطلبانه به رئیس روضه میگفته است که سه ، چهار ویا کمتروبیشترافراد را به قسم مهمان می پذیرد وآنرا( قونوغ ) میگفته اند (قونوغ اصطلاح کلتوری وفرهنگی تورک تباران است که با استقبال ازمهمانان شهرویا همشهری شان به آنها جای وآذوقه بدهد استعمال میشود،قونوغ گرفتن درطوی های بزرگ درولایات ومناطق تورک نشین افغانستان هنوزمروج است اما ازچند دهه به اینطرف قونوغ گرفتن ازمسافرین ایام نوروز درمزارشریف تا حدی کمرنگ شده است اما هنوزهم اشخاص وخانواده هائیکه ازمناطق دوردست می آیند مستقیماً درخانۀ دوستان وخویشا وندان شان رحل اقامت می اندازند واین قونوغ گفته نمیشود زیرا ازیک منبع به آنها معرفی نشده اند) جنده یا توغ عبارت ازتکه های رنگارنگ است که زایرین و اخلاصمند ان بعنوان( نذرنیاز) می آورند ومؤظفین تدارک برگزاری مراسم جنده بالا آنهارا گرفته به نوک پایۀ جنده گره میزنند ودروقت برافراشتن جنده ازچهارطرف پایۀ آن چهارریسمان قوی را درجاهای مناسب آن می بندند وقاعدۀ این پایه را به چوقری که قبلا ً آماده کرده اند برابرکرده بعضی ها بالای بام روضه می برایند وریسمان آنرا کش میکنند وبعضی ها ریسمان را درزمین بدست میگیرند تا موازنه آنرا درحین بالا کردن پایۀ جنده حفظ نمایند . مردم معتقد اند که اگردرحین بالا نمودن جنده توبۀ بعضی ازنا بینا یا ن قبول شده باشد چشمان اوبینا میشود ، فردی ازیک شعر فولکلوریک که معتقدین آنرا زمزمه میکنند به این شرح است : (روزنوروزاست خداجان جنده بالا میشود + ازکرامات سخی جان کوربینا میشود) این اعتقاد نیز درمردم عوام وجود دارد که میگویند اگرپایۀ جنده به آسانی بلند گرد د ، درطول سال مردم به مشکلات روزگار مواجه نمیشوند واگر پایۀ جنده دروقت بالا کردن چندبارکج شود وچندباربرزمین بیافتد وبه زحمت زیاد با لاشود علایم آن است که خطرات ومشکلاتی درطول سال مردم را تهدید میکند ازاین سبب درصورت اول خوشحالی مینمایند ودرصورت دومی پریشان میشوند وحتی بعضی ها گریه مینمایند ونذر وخیرات به گردن میگیرند ، بعد ازبرافراشته شدن جندۀ مولاعلی رئیس روضه وتمام حاضرین دست به دعا بالا میکنند وبه خیروسعادت ملت ومملکت دعا مینمایند . پس ازختم دعا ارادتمندان برای زیارت مرقد مولا علی به داخل خانه های گنبذی آن میروند درداخل یک دیگ به ظرفیت بزرگی که مردم حدس میزنند شاید دارای گنجایش پنجصد لیترآبراداشته باشد بصورت خال گذاشته شده است که زایرین نذروخیرات خود را به آن می اندازند ودست هیچکس ازبیرون به داخل دیگ نمیرسد میگویند پول نذروخیرات درگذشته ها هرشب توسط افراد مؤظف که یکنفر آن داخل دیگ درامده پول ومحتوای دیگ را به همکارانش که دربیرون دیگ قرارداشتند میدادند وآنها به خریطه گرفته آمادۀ انتقال به خزانه وبانک میکردند وازاین پول ها معاش مستمری برای مؤظفین روضه وهمچنان به ترمیم وحفاظت آن درپهلوی تخصیصیۀ معینی که ازطرف حکومت نیزدرنظرگرفته میشد مصرف میگردید ، میگویند درسال های اخیر ایشان های روضه دست به ابتکاری زده وبرای بیرون آرودن پول داخل دیگ بزرگ آله یی ازفلزساخته اند که (کتمان) یاد میشود ودرحین کشیدن پول ازداخل دیگ بزرگ ، ازدستۀ آن گرفته کتمان را داخل دیگ فرو می برند وتوسط آن آنچه دردیگ است بیرون میکشند ومثل گذشته ها به داخل دیگ نمی درایند (کتمان آله یی است فلزی با دستۀ چوبی که شکل ساختارآند تیشه مانند اما بزرگ ونفاست آن بیل مانند است که دهقانها با آن خارمیزنند ودسته میکنند وبعضا ًزمین را نیز با آن رویگردان مینمایند تا آفتاب بخورد وخاک را به رشد ونموی حبوبات آماده سازد .

اعتقاد دیگراینکه دردروازۀ مرقد حضرت علی قفل ها زده شده است که زایرین درداخل روضه حین زیارت معمولا ً قفل را کش میکنند بخصوص نا بینا یان ، اگرشخصی قفل را کش نماید وقفل باز گرد د شوروفریاد زایرین بالا مشیود مردم به اوحمله مینمایند کالای بدنش را پاره پاره ساخته میگیرند ومعتقد اند : آن بندۀ خدا که با ، با زشدن قفل دروازۀ مرقد حضرت علی نویدی ازقبول شدن توبۀ اوبه دربارخدا وبازشدن دروازۀ خوشبختی بروی آن محسوب میگرد د اگرازپاره های لباس آن بندۀ خوشبخت خدا پوش تعویذ بکنند واین تعویذ را هرکی به بازو ویا به گردن خود ببند د مریض نمیشود واگرمریض است جور میشود .

جشن چهل روزه : جندۀ نوروزکه توغ مولا نیز یاد میگرد د ازروزاول نوروز( اول حمل هرسال)مدت چهل روزبرافراشته نگهداشته میشود که فرصت مناسب برای زایرین واخلاصمندان داخلی وخارجی است ، روزچهلم مراسم دیگر باتجمع شهریان وحضور بهم رساننده گان درمحوطۀ روضۀ شریف برپا میگرد د که بعد ازسخنرانی ها ودعا وفاتحه باهمان ریسمان های بسته شده دوباره پایۀ جنده ازجایش بالاوخوابا نیده میشود که نفر مؤظف تکه پارچه های بسته شدۀ آنرا بازنموده پارچه پارچه مینماید وبنام تبرکی به زایرین تقسیمات میکند که اگرپارچۀ خورد تررسیده باشد پوش تعویض واگرپارچۀ کلان تررسیده باشد پوش قرآن میسازند ومعتقد اند که این کاربیش ازحد ثواب دارد وکارصواب است .

برف نوروزی : بعضی اوقات درشب نوروز ویاروزاول حمل درمزارشریف برف میبارد که آنرا برف نوروزی میگویند ، مردم معتقد اند درسالیکه درشب ویا روز نورزبرف ببارد همان سال حاصلات زراعتی فراوان میشود ازهمین روحینیکه برف نوروزی میبارد مردم خوشکالی مینمایند ومراسم نوروزوجنده بالا را زیربارش برف انجام میدهند واحساس ناخورسندی نمیکنند

جشن نوروز درکابل : دردوران رژیم شاهی جشن نوروز درکابل بنام جشن دهقان برگزارمیگردید درباریان سلطنتی شاید جشن نوروزی را متعلق به قوم وتبارخود نمیدانستد ، به تشویق وتبلیغات وزارت زراعت ، دهقانها درکابل به گاو قلبه یی شان درمنطقۀ خیر خانه تجمع مینمودند وهرکدام حاصلات ممتاز زراعتی خودرا به نمایش میگذاشتند میگویند یکسال یک دهقان کابلی یکدانه خربوزه رابه نمایش گذاشته بود که دونفربه کراچی گذاشته بودند( حدود چهل کیلووزن داشت ) ویامیگفتند یکنفرکه پروۀ مرغداری داشت تخم مرغی را به نمایش گذاشته بود که (دوجوجه درحال خروج ازبین یک تخم بود) وازاین قبیل سخنان درروزدهقان وپس ازان درکابل زیاد شنیده میشد .(زنبورچه) که معمولا ًبعدازبیست وپنج ثوریا هفتۀ اول جوزا به بازارآورده میشد آنرا درروزدردهقان دراول حمل درجملۀ ثمرۀ کارخوب وابتکاری خویش به نمایش میگذاشت که قابل تحسین قرار میگرفت وآنرا شهکاری دهقان میگفتند ، واقعا ً درشرایط عقب ماندۀ افغانستان که هیچ دهقان با گرین هاوس وامثال آن آشنائی نداشت رویانیدن بیارۀ زنبورچه درهوای آزاد درزمین وبه حاصل آوردن آن کارساده نبود .درختم مراسم روزدهقان تمام آنچه به نمایش گذاشته شده بود ازطرف یک هیئت زراعتی درجه بندی شده ، آن شهکاریهای دهقان که در ردیف های درجه اول ، دوم و سوم قرارگرفته بود تحفه وهد ا یا ئی را بنام جایزه نصیب میگردید که ازطرف وزارت زراعت تهیه وتوزیع میشد ، این جشن دهقان مختص به کابل بود ودرسایر ولایات چنین رسمی وجود نداشت .

مراسم خانواده گی نوروزدرکابل : مردمان بومی کابل ازقدیم الایام در روزنوروزبجای هفت سین وهفت شین ، هفت قسم میوۀ خشک مثل بادام ، پسته ،خسته ، چهارمغز، کشمش ، نخود وخشک زردالو( اشتق) که اوبیک ها وتورک تبارها آنرا (غولینگ) میگویند ازبازارخریداری نموده شب نوروزمقداری ازمجموع ان را درظرفی با آب شیرگرم ترمیکنند وروزنوروزآنرا روی سفره ویا روی میزغذاخوری میگذارندتا دوستان که برای عرض تبریکی سال نو به خانۀ شان می آیند تناول نمایند .

ماهی جیله بی(جلبی)درنوروز: بین بومی های کابل درنوروز، تهیه وارسال ماهی وجلبی ازخانۀ داماد به خانۀ دخترکه نامزد شده است مروج است آنها معتقد اند که ماهی سمبولی ازآزادی داماد وعروس قبل از نامزد ی وسوختن درعشق همدیگرپس ازنامزدی وعروسی میباشد ، جلبی که ازشکروروغن بامقدارناچیزآرد نخود ویا آرد گندم درست میگرد دوخیلی شیرین است نمادی ازشیرینی آغازحیات زناشوهری بین دوجوان دلداده وسوخته درآتش عشق همدیگرتلقی میشود.

گل نوروزی : درولایت فاریاب رسم است که دراول سال یکنوع گل مرغوب صحرائی که بنام ( نوروزگلی ) معروف است برگ های کوچک وگلهای سرخ مایل به یاسمن باساقه های نفیس تارمانند دارد چیده شده دسته بندی میگرد د که هردستۀ آنرایک چمن گل میگویند ، ازین گلها درروزنوروز، چند چمن گل به خانۀ عروس(دخترنامزدشده ) ازطرف داماد ارسال میگرد د که این عمل به حکم عرض تبریک سال نو وجشن نوروزومژده ازآیندۀ خوب به عروس وداماد پنداشته میشود که فامیل دختراین چمن گلهارا به چندین بستۀ کوچک منقسم وبسته بندی نموده به همسایه های قرب وجوارش تحفه میدهد واین تمثیل ونشانی ازوجود رابطۀ حسنه بین داماد وعروس وابرازخورسندی ازان به همسایه ها است .

 سمنک ساختن و سمنک پزی درنوروز: برای سمنک ساختن دراوایل ماه حوت مقداری گندم را میگیرند وآنرا ازدانه های بیگانه پاک میسازند تا مسمومیت بار نیاورد وگندم را با آب شیر گرم درظرفی ترمیکنند وبعد ازنیم ساعت آنرا ازآب کشیده به یک خریطه لته یی گرفته بسته مینمایند وبه اصطلاح ( بوغ ) میدهند ، بوغ گذاشتن دررطوبت خوب معنی دارد ، هرروزبالای خریطۀ گندم سمنک : کمکی آب میپاشند که آنرا ( شکراب) میگویند ، سروزبعد خریطه رابازمیکنند که گندم ها نیش زده وآمادۀ رشد ونموشده میباشند ، این گندم نیش زده را د ربین سبد ی که قسناغ ( دیوارۀ سبد ) بریده شده باشد میگذارند وهموار مینمایند وبالای آن هروزکمی آب پاشی مینمایند ویا شکرآب میدهند وآنرا دزیک جای روشن درداخل اخانه میگذارند واگرهوا بسیار سرد نباشد شبانه آنرا دربیرون میگذارند تا شدرینگ وشبنم بزند وسمنک شیرین شود سمنک سازان میگویند : نیش سمنک که ازگندم میروید حد اقل دوسانتی وحد اکثرپنج سانتی باشد خوب مزه دارمیباشد .

پخت وپزسمنک : سمنک را اوزبیک ها وتورکمن ها وسایر تورک تباران به سه قسم می پزند که بنام کلچه ، کومشدان وحلوای سمنک یاد میگرد د ، کلچۀ سمنک: سمنک را بعضی ها درآونگ ( اوغور) میکوبند وبعضیها با ساتور( چاپقی) میده میسازند وبعضی ها ازماشین گوشت میکشند که درهرسه صورت آب وتوپه و تفا لۀ آنرا دریک ظرف انداخته با د ست های پاک شستۀ خود خوب مالش میدهند وبعد آنرا ازیک ایلک سیمی که مخصوص ساف کردن همچومواد کوبیده شده میباشد میگذرانند و تفاله یا توپۀ آن را که درایلک میماند شفلیده آبش را میگرند تفالۀ آنرا به حیوانات گوشت حلال میدهند واگر چنین حیوانات را نداشته باشند آنرا بالای بام خود می اندازند تا مرغان پرنده بخورد وبا آب آن ، آرد را خمیرمیکنند ونیم ساعت میگذارند وبالای خمیر را می پوشانند تا خمیربرسد وبعد به سایز های کوچکترازنان گرد تندوری آماده کرده به تندورداغ میزنندوقتی آنرا ازتندورمیکشند پس ازسردشدن تناول مینمایند که خیلی مزه داراست وگفته میشود به مقاربت های جنسی مفید است . کومشدان : مقداری ازآرد خمیرشده درآب سمنک را دردیکچه ویا تخم پزی که یاغلاغی گفته میشود می اندازند ومقداری روغن به آن مریزند وآنرا روی آتش قورام درداخل تندورمیگذارند وسر تندور را می بندند ( آتش قورام مانند آتش گلخن حمام میباشد ) واین دیکچه تا صبح بین تندورمیماند وقتی صبح آنرا بازمیکنند خمیر سمنک مثل کیک برنگ سرخ گلابی پخته شده میباشد که آنرا با کارد میبرند وتناول مینکمایند واین سمنک پخته شده دردیگچه ویاغلاغی را کومشدان میگویند.

حلوای سمنک : آب سنک را به دیگ کلان انداخته وآرد لازم به آن می اندازند وآنرا مدت ها جوش مید هند ، حلوای سمنک را خانواده یی درست میکند که برای حل مشکل بزرگ خود نذرسمنک پزی را بر عهده گرفته باشد اوخود سمنک را میرویاند وپرورش میدهد وهمسایه های دوروپیش خودرا دعوت مینماید وقتی ساعت ده بجۀ شب میشود زیردیگ آتش میکنند وزنان دورا دورآن قرارگرفته همان خوانده نی مشهورفولکلوریک (سمنک درجوش ما کفچه زنیم ) را تا آخر میخواخنند وتکرارمیکنند شاد مانی مینمایند وبه اصطلاح بیخاری باشد یعنی مردان درقرب وجوارشان نباشد زنان میرقصند وهمدیگر را به رقص تشویق مینمایند ، درجریان همین مستی وبیخاری گاهی آ وازدپ وچنگ نیزبصورت گوشنوازبا آن همراه میگرد د ( کفچه درحقیقت بمعنی بیل بسیاراستعمال شده وخورد وسائیده شده را میگویند ولی اینجا بمعنی آلۀ کف گیراست که نسبت بزرگ بودن ازکفگیرمعمولی آنرا به بیل سائیده شده وکوچک شده تشبیه نموده کفچه گفته اند) زمانی که سمنک پخته شده به اصطلاح به قیام آمد آتش زیردیگ را بیرون میسازند تا سمنک سوخته به دیگ نچسپد بالای دیگ را باسرپوش وچیز دیگرمی پوشانند وقتی صبح بالای دیگ می آیند بصورت دسته جمعی دعامیکنند وسرپوش دیگ را یکی ازمسنترین زن بازمینماید روی سمنک داخل دیگ نسبت بسته و موج دارنا منظم به نظر میرسد زنان آنرا به جای پنجۀ بی بی مریم وجای پای فرشته های آسمانی تشبیه میکنند و طوری وانمود میسازند که گویا خدای تعالی به آنها لطف نموده است ومشکل شان حل میگرد د.حلوای سمنک بعدا به خانه همسایه های قرب وجواراندک اندک توزیع میشود ، اهل فامیل وزنانیکه به پختن سمنک کمک نموده اند نیز ازان تناول میکنند ، مردم معتقد اند که حلوای سمنک بیشترازکلچه وکومشدان آن قویتراست به تناول کننده آن انرژی بیشترمی بخشد وقوۀ ( باء) را درمردان تقویه مینماید .

استقبال ازنوروزدرولایات شمال افغانستان : منبع اصلی وخاستگاه نوروزکه به حکم ( اویستا وتفسیرآن زند ) سرزمین بخدی یا بلخ باستان بوده است طبق روایات فولکلوریک درسده های پیشین درتمام قلمرو فرمان روایان درتمام توابع بلخ باستان بصورت هم آهنگ وبارسم ورواج معین به قسم یکسان تجلیل میشده است اما به مرورزمان با مزج نژاد ها وتغیر موقعیت های خاص انسانها وفرمانروایان ، یک فرهنگبهم آمیخته یی دراین سر زمین بوجود آمده که هم آهنگی ازتجلیل نوروزدرروستا ها ومحلات متفاوت گشته است بطورمثال درمرکزولسوالی دولت آباد ولایت فاریاب روزنوروزشیر برنج پخته میکنند ومعتقد اندکه خوردن شیر برنج درروزنوروزخوشبختی می آورد ، درنیم قرن گذ شته درقریۀ قوزیبای قلعه آنهائیکه گاو وگوسپند داشتند درمسجد اعلام مینمودند هرخانواده که به شیر ضرورت دارند به خانۀ ما مراجعه نموده شیرمورد ضرورت خودربصورت رایگان بگیرند تا روزنوروزکه روزشیربرنج پزی است محروم نمانند مردم ضروف خود را می برد وازخانۀ بای شیررایگان به خانه می آورد وبه آن شیربرنج می پخت وروزنوروزازگل صبح تا ساعت دوبجۀ بعد ازظهردرتمام خانه هاشیربرنج وجود داشت که مردم به خانۀ همدیگر میرفتند وسال نورا تبریک میگفتند وبجای هفت میوه شیر برنج میخوردند تا خشبخت شوند درحالیکه این رواج درسایر مناطق همین ولسوالی مرسوم نبود . درولایات فاریاب ، جوزجان ، سرپل وسایرولایات شمال وغرب ومناطق مرکزی کشورروزنوروز، مردان وزنان بعضی ها ساعت ده بجۀ صبح وبعضی ها ساعت دوبجۀ بعد ازظهر ازخانه به محله یی که محل تجمع برای برگزاری جش نوروزاعلام گردیده است میروند مردان وزنان جدا ازهم درجا های مناسبی قرار میگیرند مردان به انجا بازی های محلی وزنان به دپ وچنگ نواختن وآوازخواندن ادامه میدهند واطفال خوردسال میرقصند وتا غروب آفتاب بالای سبزه ها میمانند وبعضی ها آنرا کوکلم تیپیش میگویند که سبزه لغتک معنی دارد مردم معتقد اند گشتن بالای سبزه ها بخصوص سبزه هائیکه شدرینگ وشبنم داشته باشد پای دردی را گم میکند وبه صحت مفید است .

نوروزدرکشورهای آسیای میانه : شکل برگزاری نوروزدرتاجیکستان ، اوبیکستان ، تورکمنستان ، قزاقستان ، قیرغیزستان وهمچنان درآذربایجان ، تا تارستان و ماورای قفقازنیزازروزنوروزبا گرمی استقبال مینمایند سمنک پزی میکنند ، بخانۀ همدیگر برای تبریکی گفتن میروند وبصورت دسته جمعی زنان ومردان شان به منطقۀ که برای برگزاری جشن نوروزی درنظر گرفته شده است اجتماعات را تشکیل داده به سازوسرود ورقص می پردازند وروزهای نوروز کالا های نوروزی میسازند وساعت تیری ها وبازی های محلی شانرا اجرا میکنند .

نوروزدرآلبانیا : آلبانیا که سه ونیم میلیون نفوس دارد حد اکثرآن تورک تباراست که آنها خودرا پیرواندیشۀ بیکتاشی ها میدانند

درنوشته های تاریخی آمده است نخستین رهبر بیکتاشی ها شخصی بنام حاجی بیکتاش ولی درقرن هفتم قمری دردوران استقرارامپراتوری عثمانی ها تورکیه قلمداد گردیده است ، آلبانی ها معتقد اند که بیکتاش ولی مروج صوفیگری ومروج تجلیل ازروزنوروزواول حمل بوده است گفته میشود دردوران حاکمیت کمو نیزم درآلبانیا روز نوروز را بصورت مخفیانه درخانه با خانواده های خود تجلیل مینموده اند پس از1992میلادی بصورت آزاد وعلنی به تجلیل ازنوروز پرداخته اند .

نوروزدرحوزۀ شمال غرب شرق میانه : نوروزدرمصر، سوریه ، لبنان وفلسطین وبعضی کشورهای عربی دگربنام (شم النسیم) که بوی بهاری معنی دارد ازطرف مردمان بخصوص جوانان این کشورها بصورت دسته جمعی تجلیل میشود وگروپ گروپ به جاهای سرسبزمیروند با ساز وسرود روزنوروز را به پایان می برند . امروز نوروزبا تاریخ کهن وچهرۀ نوین خود نمائی میکند تمام مردمان آسیائی تبارمخصوصا ً آنها ئیکه درمحیط زنده گی شان با جشن نوروزی ومراسم آن سر وکار داشته اند درسراسرجهان بنا به علتی پرا گنده شده اند روزنوروزرا تجلیل مینمایند واهل کشورمیزبان نیز سال به سال به کلتورآسیائی تبارها نسبت محسناتی که دارد علاقه نشان میدهند وازنوروزدربسیاری ازخانواده ها با رنگین کردن میزغذاخوری خود با میوه ها وخوراکه های نوروزی استفبال مینمایند که یکنوع تجلیل ازروزنوروز بشمار میرود ، درختم کلام این را هم باید یاد آور شوم که چهارشنبه سوری وسیزده بدرکه تجلیل ازان با مراسم خاص درایران رواج دارد درافغانستان وبسیاری ازکشورهای آسیائی مروج نیست درافغا نستان ولایت هرات تنها منطقه یی است که نسبت هم مرزبودن وداشتن یک سلسله مشترکات مذهبی وکلتوری دربعضی ازقسمت های هرات اجرا میگرد د واین مراسم درافغانستان عمومیت ندارد والسلام . 23 / 3 / 2007 میلادی

Email Adres : > sasdolati@hotmail.com

Weblak Adres > dolati23.blogspot.com

 -------------------------------

 

+ نوشته شده در  2007/3/23ساعت 6:13 بعد از ظهر  توسط جهان بین